lucks

[ایالات متحده]/lʌks/
[بریتانیا]/lʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور تصادفی عمل کردن
n. شانس؛ بخت؛ چیزی که خوش شانسی می آورد

عبارات و ترکیب‌ها

good lucks

شانس‌های خوب

best lucks

بهترین شانس‌ها

lady lucks

شانس بانوی خوش‌شانس

lucks ahead

شانس در پیش است

lucks come

شانس‌ها می‌آیند

lucks favor

شانس‌ها موافق هستند

lucks shine

شانس‌ها می‌درخشند

lucks change

شانس‌ها تغییر می‌کنند

lucks run

شانس‌ها جریان دارند

lucks smile

شانس‌ها لبخند می‌زنند

جملات نمونه

she always seems to have the best lucks in competitions.

او همیشه به نظر می‌رسد بهترین شانس را در مسابقات دارد.

sometimes, lucks can change in an instant.

گاهی اوقات، شانس می‌تواند در یک لحظه تغییر کند.

he believes that hard work brings good lucks.

او معتقد است که تلاش سخت، شانس خوب به ارمغان می‌آورد.

they say that lucks are on your side if you believe in them.

می‌گویند اگر به آنها باور داشته باشید، شانس به نفع شما خواهد بود.

it’s amazing how lucks can turn a bad day into a good one.

عجیب است که چگونه شانس می‌تواند یک روز بد را به یک روز خوب تبدیل کند.

winning the lottery is a matter of lucks and chance.

برنده شدن در قرعه کشی، به شانس و فرصت بستگی دارد.

she always carries a lucky charm for good lucks.

او همیشه یک طلسم خوش‌شانس برای شانس خوب همراه دارد.

he attributes his success to his lucky breaks.

او موفقیت خود را به شانس خود نسبت می‌دهد.

good lucks can sometimes be more important than skills.

شانس خوب گاهی اوقات می‌تواند مهمتر از مهارت باشد.

finding a four-leaf clover is considered a sign of lucks.

پیدا کردن یک برگ چهار برگی، به عنوان نشانه ای از شانس در نظر گرفته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید