luggable device
دستگاه قابل حمل
luggable laptop
لپتاپ قابل حمل
luggable speaker
بلندگوی قابل حمل
luggable charger
شارژر قابل حمل
luggable cooler
یخچال قابل حمل
luggable suitcase
چمدان قابل حمل
luggable gaming
بازی قابل حمل
luggable projector
پروژکتور قابل حمل
luggable printer
پرینتر قابل حمل
luggable battery
باتری قابل حمل
my new backpack is luggable and perfect for travel.
کوله پشتی جدید من قابل حمل و عالی برای سفر است.
the luggable speaker is great for outdoor parties.
بلندگوی قابل حمل برای مهمانی های فضای باز عالی است.
she prefers luggable luggage for her weekend trips.
او ترجیح می دهد برای سفرهای آخر هفته خود چمدان قابل حمل داشته باشد.
we need a luggable cooler for our picnic.
ما برای پیک نیک خود به یک خنک کننده قابل حمل نیاز داریم.
the luggable design makes it easy to carry around.
طراحی قابل حمل آن را به راحتی حمل می کند.
his luggable gaming console fits perfectly in my bag.
کنسول بازی قابل حمل او به خوبی در کیف من جا می شود.
they sell luggable water bottles for hikers.
آنها بطری های آب قابل حمل برای کوهنوردان می فروشند.
the luggable chair is ideal for camping.
صندلی قابل حمل برای کمپ مناسب است.
her luggable tablet is lightweight and easy to use.
تبلت قابل حمل او سبک وزن و استفاده آسان است.
choose a luggable suitcase for easy travel.
یک چمدان قابل حمل برای سفر آسان انتخاب کنید.
luggable device
دستگاه قابل حمل
luggable laptop
لپتاپ قابل حمل
luggable speaker
بلندگوی قابل حمل
luggable charger
شارژر قابل حمل
luggable cooler
یخچال قابل حمل
luggable suitcase
چمدان قابل حمل
luggable gaming
بازی قابل حمل
luggable projector
پروژکتور قابل حمل
luggable printer
پرینتر قابل حمل
luggable battery
باتری قابل حمل
my new backpack is luggable and perfect for travel.
کوله پشتی جدید من قابل حمل و عالی برای سفر است.
the luggable speaker is great for outdoor parties.
بلندگوی قابل حمل برای مهمانی های فضای باز عالی است.
she prefers luggable luggage for her weekend trips.
او ترجیح می دهد برای سفرهای آخر هفته خود چمدان قابل حمل داشته باشد.
we need a luggable cooler for our picnic.
ما برای پیک نیک خود به یک خنک کننده قابل حمل نیاز داریم.
the luggable design makes it easy to carry around.
طراحی قابل حمل آن را به راحتی حمل می کند.
his luggable gaming console fits perfectly in my bag.
کنسول بازی قابل حمل او به خوبی در کیف من جا می شود.
they sell luggable water bottles for hikers.
آنها بطری های آب قابل حمل برای کوهنوردان می فروشند.
the luggable chair is ideal for camping.
صندلی قابل حمل برای کمپ مناسب است.
her luggable tablet is lightweight and easy to use.
تبلت قابل حمل او سبک وزن و استفاده آسان است.
choose a luggable suitcase for easy travel.
یک چمدان قابل حمل برای سفر آسان انتخاب کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید