lumined

[ایالات متحده]/ˈluːmɪnd/
[بریتانیا]/ˈluːmɪnd/

ترجمه

vt. روشن کردن یا الهام بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

lumined path

مسیر روشن‌شده

lumined space

فضای روشن‌شده

lumined aura

هاله نورانی

lumined scene

صحنه نورانی

lumined effect

اثر نورانی

lumined surface

سطح نورانی

lumined object

شیء نورانی

lumined design

طراحی نورانی

lumined feature

ویژگی نورانی

lumined display

نمایش نورانی

جملات نمونه

the room was lumined by soft candlelight.

اتاق با نور شمع ملایمی روشن شده بود.

her face was lumined with joy at the surprise party.

چهره‌اش در مهمانی غافلگیری با شادی درخشید.

the garden was lumined by the glow of fairy lights.

باغ با درخشش لامپ‌های کوچک روشن شده بود.

his eyes were lumined with excitement as he opened the gift.

چشمانش با هیجان در حالی که هدیه را باز می‌کرد، درخشیدند.

the path was lumined by the moonlight.

مسیر با نور ماه روشن شده بود.

the artwork was lumined by spotlights in the gallery.

آثار هنری در گالری با نورافکن‌ها روشن شده بودند.

her smile lumined the entire room.

لبخندش کل اتاق را روشن کرد.

the stars lumined the night sky beautifully.

ستارگان به زیبایی آسمان شب را روشن کردند.

the fireplace lumined the cozy living room.

شومینه اتاق نشیمن دنج را روشن کرد.

the city was lumined with festive lights during the holidays.

شهر در تعطیلات با چراغ‌های جشن روشن شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید