lunchgoers

[ایالات متحده]/[ˈlʌntʃˌɡɔːəz]/
[بریتانیا]/[ˈlʌntʃˌɡɔːərz]/

ترجمه

n. افرادی که به ناهار می‌روند، به ویژه کسانی که این کار را به طور منظم انجام می‌دهند؛ افرادی که ناهار خود را در یک مکان خاص می‌خورند.

عبارات و ترکیب‌ها

lunchgoers flocked

گروه‌های غذاخوری جمع شدند

attracting lunchgoers

جذب گروه‌های غذاخوری

lunchgoers' delight

لذت گروه‌های غذاخوری

serving lunchgoers

خدمت رسانی به گروه‌های غذاخوری

lunchgoers enjoyed

گروه‌های غذاخوری لذت برده‌اند

many lunchgoers

زیادی از گروه‌های غذاخوری

lunchgoers' area

منطقه گروه‌های غذاخوری

watching lunchgoers

نگاه کردن به گروه‌های غذاخوری

lunchgoers' choice

انتخاب گروه‌های غذاخوری

greeting lunchgoers

سلام گفتن به گروه‌های غذاخوری

جملات نمونه

the restaurant catered to hungry lunchgoers seeking a quick bite.

رستوران به گشتندگان ناهار که به دنبال یک وسیله غذایی سریع بودند، خدمات می کرد.

a long line of lunchgoers waited patiently for tables at the popular cafe.

یک صف طولانی از گشتندگان ناهار با صبر برای جاها در کافه محبوب منتظر می ماندند.

the food truck attracted a large crowd of lunchgoers with its delicious aromas.

ترانsport غذایی با عطرهای لذیذ خود گشتندگان ناهار زیادی را جذب کرد.

lunchgoers enjoyed the sunny weather while eating outside on the patio.

گشتندگان ناهار در حالی که در بیرون روی تراس غذا می خوردند، آب و هوا روشن را لذت می بردند.

the park provided a relaxing space for lunchgoers to unwind during their break.

پارک فضایی آرام برای گشتندگان ناهار فراهم کرد تا در حین استراحت خود آرامش یابند.

many lunchgoers opted for salads and sandwiches for a lighter meal.

بسیاری از گشتندگان ناهار برای غذایی سبک، سالاد و ساندویچ انتخاب کردند.

the lunchtime rush saw a surge in lunchgoers visiting the deli.

تجمع ناهار زمانی باعث افزایش گشتندگان ناهاری شد که به دلی مراجعه می کردند.

the office building's food court was packed with busy lunchgoers.

محل غذا خوری ساختمان دفتر کار با گشتندگان ناهار مشغول پر بود.

the new menu aimed to appeal to a wider range of lunchgoers.

منوی جدید به منظور جذب گشتندگان ناهار گسترده تری طراحی شده بود.

lunchgoers often grab a coffee and pastry to accompany their meal.

گشتندگان ناهار اغلب یک قهوه و نان میان‌وعده برای همراهی با غذای خود می گیرند.

the outdoor seating area was filled with chatting lunchgoers.

منطقه نشیمنگاه بیرونی با گشتندگان ناهار در حال گفتگو پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید