jolt

[ایالات متحده]/dʒəʊlt/
[بریتانیا]/dʒoʊlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت یا شوک ناگهانی و تند
vi. حرکت کردن یا باعث حرکت شدن با یک حرکت ناگهانی و تند
vt. باعث حرکت شدن با یک حرکت ناگهانی و تند؛ به وحشت انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

a sudden jolt

ضربه ناگهانی

jolt of electricity

ضربه برق

jolt of caffeine

ضربه کافئین

jolt the memory

بازیابی خاطرات

jolt of adrenaline

ضربه آدرنالین

jolt of surprise

ضربه تعجب

جملات نمونه

a jolt of electricity; a jolt of whiskey.

ضربه برق؛ ضربه ویسکی

the train jolted into motion.

قطار با یک حرکت ناگهانی شروع به حرکت کرد.

The remark jolted my memory.

این نکته خاطره من را زنده کرد.

Please pour me a jolt of whisky.

لطفاً یک جرعه ویسکی برای من بریزید.

jolted his opponent with a heavy punch; an impact that jolted the mailbox loose.

حریفش را با یک مشت سنگین تکان داد؛ ضربه‌ای که باعث شد جعبه پستی از جای خود کنده شود.

a surge in the crowd behind him jolted him forwards.

یک موج در جمعیت پشت سرش او را به جلو تکان داد.

we were jolted from our postprandial torpor.

ما از حالت بی‌حالی پس از غذا بیرون کشیده شدیم.

stops and starts that jolted the passengers.

توقف‌ها و شروع‌هایی که مسافران را تکان می‌داد.

Her angry words jolted him.

کلمات خشمگینش او را تکان داد.

she tried to jolt him out of his depression.

او سعی کرد او را از افسردگی بیرون بکشد.

She was jolted by the betrayal of her trusted friend.

او با خیانت دوست مورد اعتمادش شوکه شد.

"In one of the jolts, the whiffle-tree broke."There's the whiffle-tree broken, sir," said the postilion;

"در یکی از تکان‌ها، درخت وزوز شکست." درخت وزوز شکسته است، قربان،" گفت پست‌چی.

a series of jolts as the baby carriage rolled down the steps;

یک سری تکان‌ها در حالی که ارابه بچه در پله‌ها پایین می‌آمد.

Her angry words jolted him out of the belief that she loved him.

کلمات خشمگینش او را از این باور که او عاشقش است، بیرون کشید.

First, Linc pushed over a chair and jolted a knickknack table off its accustomed site hard enough so that a cup and saucer fell to the rug.

ابتدا، لین یک صندلی را واژگون کرد و یک میز تزئینی را به اندازه کافی از جای معمولش بیرون انداخت که یک فنجان و نعلبکی روی فرش افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید