luvvies

[ایالات متحده]/ˈlʌvi/
[بریتانیا]/ˈlʌvi/

ترجمه

n. (تحقیرآمیز) یک بازیگر احساسی یا تحت تأثیر؛ (اصطلاح محبت‌آمیز) عزیزم؛ sweetheart

عبارات و ترکیب‌ها

luvvy darling

عزیزم

luvvy bear

عسل من

luvvy pie

عسلم

luvvy bunny

خرس کوچولو

luvvy duck

قو من

luvvy lips

لبای من

luvvy face

صورتی من

luvvy angel

فرشته من

luvvy star

ستاره من

luvvy heart

قلب من

جملات نمونه

she called me luvvy during our conversation.

او در طول مکالمه من را عزیزم صدا کرد.

my luvvy always knows how to cheer me up.

عزیزم من همیشه می‌داند چگونه روحیه من را بالا ببرد.

he affectionately referred to his friends as luvvies.

او به طور محبت‌آمیز به دوستانش عزیزم می‌گفت.

don't worry, luvvy, everything will be alright.

نگران نباش، عزیزم، همه چیز درست خواهد شد.

she has a way of making even strangers feel like luvvies.

او راهی دارد تا حتی افراد غریبه را هم احساس کنند که عزیزم هستند.

my luvvy surprised me with a lovely gift.

عزیزم با یک هدیه زیبا من را غافلگیر کرد.

he always greets me with a warm hug and a 'hello, luvvy.'

او همیشه با یک آغوش گرم و یک "سلام، عزیزم" با من خوش و بش می‌کند.

she wrote a sweet note saying, 'love you, luvvy.'

او یک یادداشت شیرین نوشت و گفت: "دوستت دارم، عزیزم".

at the party, everyone was calling each other luvvy.

در مهمانی، همه به یکدیگر عزیزم می‌گفتند.

my grandma always used to call me her little luvvy.

مادربزرگم همیشه من را عزیزم کوچک صدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید