luvvy darling
عزیزم
luvvy bear
عسل من
luvvy pie
عسلم
luvvy bunny
خرس کوچولو
luvvy duck
قو من
luvvy lips
لبای من
luvvy face
صورتی من
luvvy angel
فرشته من
luvvy star
ستاره من
luvvy heart
قلب من
she called me luvvy during our conversation.
او در طول مکالمه من را عزیزم صدا کرد.
my luvvy always knows how to cheer me up.
عزیزم من همیشه میداند چگونه روحیه من را بالا ببرد.
he affectionately referred to his friends as luvvies.
او به طور محبتآمیز به دوستانش عزیزم میگفت.
don't worry, luvvy, everything will be alright.
نگران نباش، عزیزم، همه چیز درست خواهد شد.
she has a way of making even strangers feel like luvvies.
او راهی دارد تا حتی افراد غریبه را هم احساس کنند که عزیزم هستند.
my luvvy surprised me with a lovely gift.
عزیزم با یک هدیه زیبا من را غافلگیر کرد.
he always greets me with a warm hug and a 'hello, luvvy.'
او همیشه با یک آغوش گرم و یک "سلام، عزیزم" با من خوش و بش میکند.
she wrote a sweet note saying, 'love you, luvvy.'
او یک یادداشت شیرین نوشت و گفت: "دوستت دارم، عزیزم".
at the party, everyone was calling each other luvvy.
در مهمانی، همه به یکدیگر عزیزم میگفتند.
my grandma always used to call me her little luvvy.
مادربزرگم همیشه من را عزیزم کوچک صدا میکرد.
luvvy darling
عزیزم
luvvy bear
عسل من
luvvy pie
عسلم
luvvy bunny
خرس کوچولو
luvvy duck
قو من
luvvy lips
لبای من
luvvy face
صورتی من
luvvy angel
فرشته من
luvvy star
ستاره من
luvvy heart
قلب من
she called me luvvy during our conversation.
او در طول مکالمه من را عزیزم صدا کرد.
my luvvy always knows how to cheer me up.
عزیزم من همیشه میداند چگونه روحیه من را بالا ببرد.
he affectionately referred to his friends as luvvies.
او به طور محبتآمیز به دوستانش عزیزم میگفت.
don't worry, luvvy, everything will be alright.
نگران نباش، عزیزم، همه چیز درست خواهد شد.
she has a way of making even strangers feel like luvvies.
او راهی دارد تا حتی افراد غریبه را هم احساس کنند که عزیزم هستند.
my luvvy surprised me with a lovely gift.
عزیزم با یک هدیه زیبا من را غافلگیر کرد.
he always greets me with a warm hug and a 'hello, luvvy.'
او همیشه با یک آغوش گرم و یک "سلام، عزیزم" با من خوش و بش میکند.
she wrote a sweet note saying, 'love you, luvvy.'
او یک یادداشت شیرین نوشت و گفت: "دوستت دارم، عزیزم".
at the party, everyone was calling each other luvvy.
در مهمانی، همه به یکدیگر عزیزم میگفتند.
my grandma always used to call me her little luvvy.
مادربزرگم همیشه من را عزیزم کوچک صدا میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید