luxury-lover's life
زندگی عاشق لักس
a luxury-lover
یک عاشق لکس
luxury-lover shopping
خرید عاشق لکس
be a luxury-lover
شدن عاشق لکس
luxury-lover experience
تجربه عاشق لکس
luxury-lover style
سبک عاشق لکس
luxury-lover brand
برند عاشق لکس
luxury-lover travel
سفر عاشق لکس
luxury-lover design
طراحی عاشق لکس
she's a luxury-lover, always seeking out the finest brands.
او عاشق لکسوسی است و همیشه به دنبال برند های برتر می گردد.
as a luxury-lover, he appreciates high-quality craftsmanship.
به عنوان یک عاشق لکسوسی، او ارزش کارهای دست ساز با کیفیت بالا را می فهمد.
the luxury-lover in her couldn't resist the diamond necklace.
عشق لکسوسی در او نتوانست به گردنبند الماس مقاومت کند.
he's a confirmed luxury-lover, spending a fortune on his car.
او یک عاشق لکسوسی تأیید شده است که برای ماشین خود مبالغ زیادی خرج می کند.
the hotel caters to the luxury-lover with its opulent suites.
هتل با اتاق های لوکس خود به عاشقان لکسوسی خدمت می کند.
a dedicated luxury-lover, she collects rare designer handbags.
او یک عاشق لکسوسی وفادار است و گیتهای طراحی شده نادر را جمع می کند.
the magazine targets the luxury-lover with its exclusive content.
مجله با محتوای خاص خود به عاشقان لکسوسی هدف قرار می گیرد.
he's a self-proclaimed luxury-lover and a frequent traveler.
او خود را یک عاشق لکسوسی و یک سفرکر مکرر می داند.
the luxury-lover in me craves a private island getaway.
عشق لکسوسی در من به یک جزیره خصوصی می خواهد.
she's a passionate luxury-lover and a connoisseur of fine wines.
او یک عاشق لکسوسی شدید و متخصصی از شرابهای خوب است.
the brand appeals to the luxury-lover with its exclusive events.
این برند با رویدادهای خاص خود به عاشقان لکسوسی جذب می شود.
luxury-lover's life
زندگی عاشق لักس
a luxury-lover
یک عاشق لکس
luxury-lover shopping
خرید عاشق لکس
be a luxury-lover
شدن عاشق لکس
luxury-lover experience
تجربه عاشق لکس
luxury-lover style
سبک عاشق لکس
luxury-lover brand
برند عاشق لکس
luxury-lover travel
سفر عاشق لکس
luxury-lover design
طراحی عاشق لکس
she's a luxury-lover, always seeking out the finest brands.
او عاشق لکسوسی است و همیشه به دنبال برند های برتر می گردد.
as a luxury-lover, he appreciates high-quality craftsmanship.
به عنوان یک عاشق لکسوسی، او ارزش کارهای دست ساز با کیفیت بالا را می فهمد.
the luxury-lover in her couldn't resist the diamond necklace.
عشق لکسوسی در او نتوانست به گردنبند الماس مقاومت کند.
he's a confirmed luxury-lover, spending a fortune on his car.
او یک عاشق لکسوسی تأیید شده است که برای ماشین خود مبالغ زیادی خرج می کند.
the hotel caters to the luxury-lover with its opulent suites.
هتل با اتاق های لوکس خود به عاشقان لکسوسی خدمت می کند.
a dedicated luxury-lover, she collects rare designer handbags.
او یک عاشق لکسوسی وفادار است و گیتهای طراحی شده نادر را جمع می کند.
the magazine targets the luxury-lover with its exclusive content.
مجله با محتوای خاص خود به عاشقان لکسوسی هدف قرار می گیرد.
he's a self-proclaimed luxury-lover and a frequent traveler.
او خود را یک عاشق لکسوسی و یک سفرکر مکرر می داند.
the luxury-lover in me craves a private island getaway.
عشق لکسوسی در من به یک جزیره خصوصی می خواهد.
she's a passionate luxury-lover and a connoisseur of fine wines.
او یک عاشق لکسوسی شدید و متخصصی از شرابهای خوب است.
the brand appeals to the luxury-lover with its exclusive events.
این برند با رویدادهای خاص خود به عاشقان لکسوسی جذب می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید