machineman

[ایالات متحده]/məˈʃiːnmən/
[بریتانیا]/məˈʃiːnmən/

ترجمه

n. کارگر چاپ؛ کارگر الماس؛ کارگر مکانیکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

machineman skills

مهارت‌های ماشین‌من

machineman training

آموزش ماشین‌من

machineman duties

وظایف ماشین‌من

machineman operator

اپراتور ماشین‌من

machineman role

نقش ماشین‌من

machineman expertise

تخصص ماشین‌من

machineman job

شغل ماشین‌من

machineman responsibilities

مسئولیت‌های ماشین‌من

machineman performance

عملکرد ماشین‌من

machineman career

مسیر شغلی ماشین‌من

جملات نمونه

the machineman operates the heavy machinery on the construction site.

ماشین‌من دستگاه‌های سنگین را در محل ساخت و ساز کار می‌کند.

as a skilled machineman, he ensures everything runs smoothly.

به عنوان یک ماشین‌من ماهر، او اطمینان حاصل می‌کند که همه چیز به خوبی پیش می‌رود.

the machineman is responsible for maintaining the equipment.

ماشین‌من مسئولیت نگهداری تجهیزات را دارد.

every machineman must follow safety protocols while working.

هر ماشین‌منی باید در هنگام کار از پروتکل‌های ایمنی پیروی کند.

the machineman's expertise is crucial for the project's success.

تخصص ماشین‌من برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

training new machineman takes time and patience.

آموزش ماشین‌من جدید زمان و صبر می‌برد.

the machineman quickly diagnosed the problem with the machine.

ماشین‌من به سرعت مشکل دستگاه را تشخیص داد.

working as a machineman requires physical strength and skill.

کار کردن به عنوان یک ماشین‌من نیاز به قدرت بدنی و مهارت دارد.

the machineman collaborated with engineers to improve efficiency.

ماشین‌من با مهندسان برای بهبود کارایی همکاری کرد.

the company is hiring a new machineman for the factory.

شرکت در حال استخدام یک ماشین‌من جدید برای کارخانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید