magistrates

[ایالات متحده]/ˈmædʒɪstreɪts/
[بریتانیا]/ˈmædʒɪstreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قضات یا مقام‌های محلی

عبارات و ترکیب‌ها

magistrates court

دادگاه جزایی

magistrates hearing

جلسه دادگاه جزایی

magistrates ruling

حکم دادگاه جزایی

magistrates decision

تصمیم دادگاه جزایی

magistrates order

دستور دادگاه جزایی

magistrates bench

نیمکت دادگاه جزایی

magistrates trial

محاکمه دادگاه جزایی

magistrates summons

احضاریه دادگاه جزایی

magistrates system

سیستم دادگاه جزایی

magistrates powers

اختیارات دادگاه جزایی

جملات نمونه

magistrates play a crucial role in the justice system.

قاضی‌ها نقش مهمی در سیستم عدالت ایفا می‌کنند.

the magistrates decided to impose a fine on the offender.

قاضی‌ها تصمیم گرفتند جریمه‌ای را بر متخلف تحمیل کنند.

local magistrates often handle minor criminal cases.

قاضی‌های محلی اغلب موارد جزئی کیفری را رسیدگی می‌کنند.

magistrates must remain impartial during trials.

قاضی‌ها باید در طول دادرسی بی‌طرف بمانند.

the magistrates will review the evidence presented.

قاضی‌ها مدارک ارائه شده را بررسی خواهند کرد.

magistrates have the authority to issue warrants.

قاضی‌ها این اختیار را دارند که دستور بازرسی صادر کنند.

many magistrates are appointed for their legal expertise.

بسیاری از قاضی‌ها به دلیل تخصص حقوقی خود منصوب می‌شوند.

magistrates often work in pairs to ensure fairness.

قاضی‌ها اغلب به منظور اطمینان از عدالت به صورت جفتی کار می‌کنند.

the magistrates held a hearing to discuss the case.

قاضی‌ها برای بحث در مورد پرونده، جلسه‌ای برگزار کردند.

magistrates are essential for maintaining public order.

قاضی‌ها برای حفظ نظم عمومی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید