the tape could be magnetically erased and reused.
نوار میتوانست به صورت مغناطیسی پاک و دوباره استفاده شود.
bifrequency magnetically insulated transmission line oscillator;
نوسانگر خط انتقال عایق مغناطیسی دو فرکانسی;
The magnets were attracted to each other magnetically.
مغناطیسها به صورت مغناطیسی به یکدیگر جذب شدند.
She opened the door with a magnetically coded key card.
او در را با کارت کلید رمزگذاری شده مغناطیسی باز کرد.
The scientist studied the behavior of particles under a magnetically controlled environment.
دانشمند رفتار ذرات را در یک محیط کنترل شده مغناطیسی مطالعه کرد.
The MRI machine uses magnetically aligned atoms to produce detailed images of the body.
دستگاه MRI از اتمهای هم تراز مغناطیسی برای تولید تصاویر دقیق از بدن استفاده میکند.
The compass needle always points north due to the Earth's magnetically charged core.
سرنگ عقربه قطب شمال را به دلیل هسته مغناطیسی باردار زمین همیشه نشان میدهد.
The new technology allows for data storage magnetically on a tiny chip.
فناوری جدید امکان ذخیره دادهها را به صورت مغناطیسی روی یک تراشه کوچک فراهم میکند.
The metal door was locked magnetically, requiring a key fob to unlock it.
در فلزی به صورت مغناطیسی قفل شده بود و برای باز کردن آن به یک کارت کلید نیاز بود.
The train levitates magnetically using electromagnetic forces to reduce friction.
قطار با استفاده از نیروهای الکترومغناطیسی به صورت مغناطیسی شناور میشود تا اصطکاک را کاهش دهد.
The artist created a mesmerizing sculpture that seemed to float magnetically in the air.
هنرمند مجسمهای مسحورکننده خلق کرد که به نظر میرسید به صورت مغناطیسی در هوا شناور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید