mailbag

[ایالات متحده]/'meɪlbæg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه‌ای که برای حمل نامه‌ها استفاده می‌شود و شامل نامه‌ها و بسته‌ها است.
Word Forms
جمعmailbags

جملات نمونه

In England they call a mailbag a postbag.

در انگلستان آن‌ها یک کیسه پستی را کیسه نامه می‌نامند.

the mailbags are left at drop-off points.

کیف‌های پستی در نقاط تحویل رها می‌شوند.

The postman carried a heavy mailbag on his shoulder.

پستچی یک کیسه پستی سنگین را روی شانه‌اش حمل می‌کرد.

She rummaged through the mailbag to find her package.

او برای پیدا کردن بسته خود در کیسه پستی جستجو کرد.

The mailbag was overflowing with letters and parcels.

کیسه پستی پر از نامه‌ها و بسته‌ها بود.

The mailbag was left unattended on the doorstep.

کیسه پستی بدون مراقبت در مقابل در رها شد.

The mailbag was securely locked to prevent theft.

برای جلوگیری از سرقت، کیسه پستی به طور ایمن قفل شده بود.

The post office received a damaged mailbag from the courier.

دفتر پست یک کیسه پستی آسیب‌دیده را از پیک دریافت کرد.

The mailbag was labeled with the recipient's address.

روی کیسه پستی آدرس گیرنده درج شده بود.

The mailbag contained important documents for the company.

کیسه پستی اسناد مهم برای شرکت داشت.

The mailbag was misplaced and caused a delay in delivery.

کیسه پستی گم شده بود و باعث تاخیر در تحویل شد.

The mailbag was picked up by the courier for distribution.

کیسه پستی توسط پیک برای توزیع جمع‌آوری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید