mainsails billowing
پرچم اصلی در حال بالا رفتن
set the mainsails
پرچم اصلی را تنظیم کن
mainsails flapping
پرچم اصلی در حال لرزیدن
repairing mainsails
اصلاح پرچم اصلی
mainsails full
پرچم اصلی پر است
lower the mainsails
پرچم اصلی را پایین بیاور
mainsails torn
پرچم اصلی شکسته شده است
mainsails hoisted
پرچم اصلی بالا رفته است
mainsails ahead
پرچم اصلی جلو است
mainsails straining
پرچم اصلی در حال کشیدگی
the crew worked tirelessly to hoist the mainsails before the race.
تیم با کوشش بیوقفهای قبل از رقابت، میلههای اصلی را بالا برداشتند.
we carefully furled the mainsails after a long day at sea.
پس از یک روز طولانی در دریا، میلههای اصلی را با دقت پیچیدیم.
strong winds made handling the mainsails quite challenging.
بادهای قوی باعث شد که کنترل میلههای اصلی چالشبرانگیز شود.
the yacht's mainsails were ripped during the sudden squall.
میلههای اصلی یک کشتی در طی یک باران ناگهانی پاره شدند.
he expertly trimmed the mainsails to maximize our speed.
او به خوبی میلههای اصلی را تنظیم کرد تا سرعت ما را بیشینه کند.
we inspected the mainsails for wear and tear before setting off.
قبل از راندگی، میلههای اصلی را برای عیوب و ساییدگی بررسی کردیم.
the mainsails billowed with the wind, a beautiful sight.
میلههای اصلی با باد پر شده بودند، یک نمایش زیبایی.
replacing the damaged mainsails is a costly endeavor.
تعویض میلههای اصلی آسیب دیده یک کار گرانقیمت است.
the mainsails provided excellent power in the steady breeze.
میلههای اصلی در باد ثابت قدرت بسیار خوبی فراهم کردند.
we reefed the mainsails to reduce sail area in high winds.
در بادهای قوی، میلههای اصلی را کاهش دادیم تا مساحت پرچم کاهش یابد.
the new mainsails are made of durable, lightweight material.
میلههای اصلی جدید از مادهای سبک و مقاوم ساخته شدهاند.
mainsails billowing
پرچم اصلی در حال بالا رفتن
set the mainsails
پرچم اصلی را تنظیم کن
mainsails flapping
پرچم اصلی در حال لرزیدن
repairing mainsails
اصلاح پرچم اصلی
mainsails full
پرچم اصلی پر است
lower the mainsails
پرچم اصلی را پایین بیاور
mainsails torn
پرچم اصلی شکسته شده است
mainsails hoisted
پرچم اصلی بالا رفته است
mainsails ahead
پرچم اصلی جلو است
mainsails straining
پرچم اصلی در حال کشیدگی
the crew worked tirelessly to hoist the mainsails before the race.
تیم با کوشش بیوقفهای قبل از رقابت، میلههای اصلی را بالا برداشتند.
we carefully furled the mainsails after a long day at sea.
پس از یک روز طولانی در دریا، میلههای اصلی را با دقت پیچیدیم.
strong winds made handling the mainsails quite challenging.
بادهای قوی باعث شد که کنترل میلههای اصلی چالشبرانگیز شود.
the yacht's mainsails were ripped during the sudden squall.
میلههای اصلی یک کشتی در طی یک باران ناگهانی پاره شدند.
he expertly trimmed the mainsails to maximize our speed.
او به خوبی میلههای اصلی را تنظیم کرد تا سرعت ما را بیشینه کند.
we inspected the mainsails for wear and tear before setting off.
قبل از راندگی، میلههای اصلی را برای عیوب و ساییدگی بررسی کردیم.
the mainsails billowed with the wind, a beautiful sight.
میلههای اصلی با باد پر شده بودند، یک نمایش زیبایی.
replacing the damaged mainsails is a costly endeavor.
تعویض میلههای اصلی آسیب دیده یک کار گرانقیمت است.
the mainsails provided excellent power in the steady breeze.
میلههای اصلی در باد ثابت قدرت بسیار خوبی فراهم کردند.
we reefed the mainsails to reduce sail area in high winds.
در بادهای قوی، میلههای اصلی را کاهش دادیم تا مساحت پرچم کاهش یابد.
the new mainsails are made of durable, lightweight material.
میلههای اصلی جدید از مادهای سبک و مقاوم ساخته شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید