sustaining

[ایالات متحده]/səˈsteɪnɪŋ/
[بریتانیا]/səˈsteɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حمایت کننده یا نگهدارنده

عبارات و ترکیب‌ها

sustaining growth

رشد پایدار

sustaining energy

حفظ انرژی

sustaining development

توسعه پایدار

sustaining momentum

حفظ گام

sustaining relationships

حفظ روابط

sustaining balance

حفظ تعادل

sustaining performance

حفظ عملکرد

sustaining quality

حفظ کیفیت

sustaining resources

حفظ منابع

sustaining efforts

حفظ تلاش‌ها

جملات نمونه

we are focused on sustaining our environment for future generations.

ما بر حفظ محیط زیست برای نسل های آینده تمرکز داریم.

sustaining healthy relationships requires effort and communication.

حفظ روابط سالم نیازمند تلاش و ارتباط است.

the organization is dedicated to sustaining local communities.

این سازمان متعهد به حفظ جوامع محلی است.

sustaining a balanced diet is essential for good health.

حفظ یک رژیم غذایی متعادل برای سلامتی ضروری است.

they are working on sustaining economic growth in the region.

آنها در حال تلاش برای حفظ رشد اقتصادی در منطقه هستند.

our goal is sustaining innovation in technology.

هدف ما حفظ نوآوری در فناوری است.

sustaining energy levels throughout the day can be challenging.

حفظ سطح انرژی در طول روز می تواند چالش برانگیز باشد.

she believes in sustaining mental health through mindfulness.

او معتقد است که حفظ سلامت روان از طریق ذهن آگاهی ضروری است.

they are committed to sustaining biodiversity in the ecosystem.

آنها متعهد به حفظ تنوع زیستی در اکوسیستم هستند.

sustaining motivation is key to achieving your goals.

حفظ انگیزه برای دستیابی به اهداف شما کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید