malingerings

[ایالات متحده]/məˈlɪŋɡərɪŋz/
[بریتانیا]/məˈlɪŋɡərɪŋz/

ترجمه

n. عمل وانمود کردن به بیمار بودن
v. شکل فعلی حال استمراری از مالمینگر
adj. مربوط به مالمینگر

عبارات و ترکیب‌ها

malingerings behavior

رفتار تملق‌گرایی

malingerings symptoms

علائم تملق‌گرایی

malingerings claims

ادعاهای تملق‌گرایی

malingerings diagnosis

تشخیص تملق‌گرایی

malingerings cases

موارد تملق‌گرایی

malingerings tactics

تاکتیک‌های تملق‌گرایی

malingerings patterns

الگوهای تملق‌گرایی

malingerings signs

نشانه‌های تملق‌گرایی

malingerings assessment

ارزیابی تملق‌گرایی

malingerings evaluation

ارزیابی تملق‌گرایی

جملات نمونه

he was accused of malingering to avoid work.

او به جعل علائم برای اجتناب از کار متهم شد.

the doctor suspected that the patient was malingering.

پزشک مشکوک بود که بیمار در حال جعل علائم است.

she was caught malingering during her recovery.

او در حین بهبودی در حال جعل علائم دستگیر شد.

malingering can complicate the diagnosis process.

جعل علائم می‌تواند روند تشخیص را پیچیده کند.

his malingering behavior raised concerns among his colleagues.

رفتار جعل علائم او نگرانی را در بین همکارانش ایجاد کرد.

they were wary of malingering in the workplace.

آنها در مورد جعل علائم در محل کار محتاط بودند.

the manager addressed the issue of malingering in the team.

مدیر به موضوع جعل علائم در تیم رسیدگی کرد.

some employees use malingering as a tactic for more time off.

برخی از کارمندان از جعل علائم به عنوان تاکتیکی برای گرفتن مرخصی بیشتر استفاده می‌کنند.

malingering can lead to disciplinary action in some companies.

جعل علائم می‌تواند منجر به اقدامات انضباطی در برخی از شرکت‌ها شود.

the therapist worked to identify signs of malingering.

درمانگر برای شناسایی علائم جعل علائم تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید