manneristic

[ایالات متحده]/[ˈmænərɪstɪk]/
[بریتانیا]/[ˈmænərɪstɪk]/

ترجمه

adj. دارای سبک اغراق‌آمیز یا مصنوعی، به‌ویژه در هنر؛ مربوط به یا مشخصهٔ هنر منریزم (سبک هنری قرن شانزدهم).؛ رفتاری بیش از حد مصنوع یا اغراق‌آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

manneristic style

سبک منریستی

highly manneristic

بسیار منریستی

manneristic influence

تاثیرگذاری منریستی

too manneristic

بیش از حد منریستی

manneristic performance

اجرای منریستی

manneristic excess

اغراق منریستی

a manneristic touch

لمس منریستی

inherently manneristic

ذاتا منریستی

manneristic approach

رویکرد منریستی

جملات نمونه

the artist's later works displayed a manneristic flair for elaborate detail.

آثار بعدی هنرمند نشان‌دهندهٔ سبک اغراق‌آمیز و با جزئیات فراوان بود.

his manneristic approach to the problem seemed unnecessarily complex.

رویکرد اغراق‌آمیز او به مسئله به نظر غیرضروری پیچیده می‌رسید.

the architecture exhibited a distinct manneristic style, full of curves and ornamentation.

معماری دارای سبکی اغراق‌آمیز متمایز بود که پر از منحنی‌ها و تزئینات بود.

she criticized the film's manneristic dialogue as being unrealistic and artificial.

او دیالوگ‌های اغراق‌آمیز فیلم را غیرواقعی و مصنوعی خواند و مورد انتقاد قرار داد.

the composer's manneristic use of dissonance created a jarring effect.

استفاده اغراق‌آمیز آهنگساز از دیسونانس، اثر آزاردهنده‌ای ایجاد کرد.

the dancer's performance was technically brilliant but lacked genuine emotion, feeling manneristic.

اجای رقصنده از نظر فنی بسیار عالی بود اما فاقد احساسات واقعی بود و حالت اغراق‌آمیزی داشت.

he adopted a manneristic pose for the photograph, striking and unnatural.

او برای عکس، ژستی اغراق‌آمیز، چشمگیر و غیرطبیعی به خود گرفت.

the novel's prose was overly ornate and manneristic, obscuring the story itself.

زبان رمان بیش از حد تزئینی و اغراق‌آمیز بود و داستان را پنهان می‌کرد.

the critic found the play's characters to be somewhat manneristic and lacking in depth.

منتقد شخصیت‌های نمایش را تا حدودی اغراق‌آمیز و فاقد عمق یافت.

despite its technical skill, the painting felt manneristic and emotionally detached.

با وجود مهارت فنی آن، نقاشی اغراق‌آمیز و عاطفی به نظر می‌رسید.

the band's music evolved into a manneristic blend of jazz and electronica.

موسیقی گروه به ترکیبی اغراق‌آمیز از جاز و الکترونیکا تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید