mantelets

[ایالات متحده]/ˈmæntəlɛt/
[بریتانیا]/ˈmæntəˌlɛt/

ترجمه

n. یک کلاهی کوچک یا شنل؛ یک شنل کوچک با کلاه

عبارات و ترکیب‌ها

mantelet design

طراحی منتل

mantelet style

استایل منتل

mantelet fabric

پارچه منتل

mantelet pattern

الگوی منتل

mantelet length

طول منتل

mantelet color

رنگ منتل

mantelet fit

جنس منتل

mantelet trend

روند منتل

mantelet collection

کلکسیون منتل

mantelet accessory

لوازم جانبی منتل

جملات نمونه

the soldier wore a mantelet for protection during the battle.

سرباز برای محافظت در طول نبرد از یک مانتل استفاده کرد.

she draped a mantelet over her shoulders to keep warm.

او یک مانتل را دور شانه‌هایش انداخت تا گرم بماند.

the mantelet was beautifully embroidered with floral patterns.

مانتل به زیبایی با طرح‌های گل گلدوزی شده بود.

he admired the craftsmanship of the antique mantelet.

او از مهارت ساخت مانتل قدیمی تحسین کرد.

during the festival, many wore colorful mantelets.

در طول جشنواره، بسیاری از افراد مانتل‌های رنگارنگ پوشیدند.

the mantelet added elegance to her outfit.

مانتل ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.

he used a mantelet to shield himself from the rain.

او از یک مانتل برای محافظت از خود در برابر باران استفاده کرد.

in the museum, there was a display of historical mantelets.

در موزه، نمایشگاهی از مانتل‌های تاریخی وجود داشت.

the mantelet was a popular accessory in the 18th century.

مانتل در قرن هجدهم یک لوازم جانبی محبوب بود.

she chose a mantelet that matched her dress perfectly.

او یک مانتل انتخاب کرد که به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید