manumitting

[ایالات متحده]/ˌmæn.juːˈmɪt.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmæn.juˈmɪt.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل آزاد کردن یک برده

عبارات و ترکیب‌ها

manumitting slaves

آزادی دادن بردگان

manumitting property

آزادی دادن اموال

manumitting rights

آزادی دادن حقوق

manumitting individuals

آزادی دادن افراد

manumitting documents

آزادی دادن اسناد

manumitting contracts

آزادی دادن قراردادها

manumitting laws

آزادی دادن قوانین

manumitting agreements

آزادی دادن توافقات

manumitting assets

آزادی دادن دارایی‌ها

manumitting obligations

آزادی دادن تعهدات

جملات نمونه

manumitting slaves was a significant step towards freedom.

آزادی رها کردن بردگان یک گام مهم به سوی آزادی بود.

the act of manumitting was celebrated in the community.

عمل رها کردن در جامعه جشن گرفته شد.

she dedicated her life to manumitting those in bondage.

او زندگی خود را وقف رها کردن کسانی کرد که در بند بودند.

manumitting individuals can change the course of history.

رهایی افراد می تواند روند تاریخ را تغییر دهد.

they focused on manumitting children trapped in servitude.

آنها بر رها کردن کودکان گرفتار در بردگی تمرکز کردند.

manumitting is often seen as a moral imperative.

رهایی اغلب به عنوان یک ضرورت اخلاقی تلقی می شود.

the movement for manumitting gained momentum in the 19th century.

جنبش رهایی در قرن نوزدهم قدرت گرفت.

he wrote extensively about the importance of manumitting.

او به طور گسترده در مورد اهمیت رهایی نوشت.

manumitting was a controversial topic during that period.

رهایی موضوع بحث برانگیزی در آن دوره بود.

many activists were dedicated to manumitting the oppressed.

فعالان زیادی به رهایی ستم‌زدگان اختصاص داده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید