many-fingered creature
موجود چند انگشتی
many-fingered hands
دستهای چند انگشتی
many-fingered keyboard
کیبورد چند انگشتی
many-fingered pianist
پیانیست چند انگشتی
being many-fingered
چند انگشتی بودن
many-fingered design
طراحی چند انگشتی
showed many-fingered
چند انگشتی نشان داد
a many-fingered being
یک موجود چند انگشتی
with many-fingered grace
با چند انگشتی زیبایی
many-fingered touch
لمس چند انگشتی
the many-fingered creature reached for the glowing orb.
موجود خلقی با دستهای زیاد به سمت گوی نورانی کشیده شد.
she admired the many-fingered statue in the museum.
او آثار خزافی با دستهای زیاد را در موزه تحسین میکرد.
the many-fingered alien waved a friendly greeting.
موجود خارقالعاده با دستهای زیاد یک درود دوستانه نشان داد.
he sketched the many-fingered being in his notebook.
او موجود با دستهای زیاد را در دفترچهاش رسم کرد.
the many-fingered pianist played a complex melody.
پیانیست با دستهای زیاد یک ملودی پیچیده اجرا کرد.
a many-fingered hand gripped the ancient artifact.
یک دست با دستهای زیاد به آثار باستانی گیر کرد.
the artist depicted a many-fingered god in the mural.
هنرمند خدایی با دستهای زیاد را در دیواری نمایش داد.
he described the many-fingered monster in vivid detail.
او موجود با دستهای زیاد را با جزئیات زیبا توصیف کرد.
the many-fingered creature carefully examined the map.
موجود با دستهای زیاد نقشه را با دقت بررسی کرد.
she noticed the many-fingered print in the clay.
او چاپی با دستهای زیاد در خمیر را متوجه شد.
the story featured a many-fingered sorcerer with great power.
داستان یک جادوگر با دستهای زیاد و قدرت زیاد را به نمایش گذاشت.
many-fingered creature
موجود چند انگشتی
many-fingered hands
دستهای چند انگشتی
many-fingered keyboard
کیبورد چند انگشتی
many-fingered pianist
پیانیست چند انگشتی
being many-fingered
چند انگشتی بودن
many-fingered design
طراحی چند انگشتی
showed many-fingered
چند انگشتی نشان داد
a many-fingered being
یک موجود چند انگشتی
with many-fingered grace
با چند انگشتی زیبایی
many-fingered touch
لمس چند انگشتی
the many-fingered creature reached for the glowing orb.
موجود خلقی با دستهای زیاد به سمت گوی نورانی کشیده شد.
she admired the many-fingered statue in the museum.
او آثار خزافی با دستهای زیاد را در موزه تحسین میکرد.
the many-fingered alien waved a friendly greeting.
موجود خارقالعاده با دستهای زیاد یک درود دوستانه نشان داد.
he sketched the many-fingered being in his notebook.
او موجود با دستهای زیاد را در دفترچهاش رسم کرد.
the many-fingered pianist played a complex melody.
پیانیست با دستهای زیاد یک ملودی پیچیده اجرا کرد.
a many-fingered hand gripped the ancient artifact.
یک دست با دستهای زیاد به آثار باستانی گیر کرد.
the artist depicted a many-fingered god in the mural.
هنرمند خدایی با دستهای زیاد را در دیواری نمایش داد.
he described the many-fingered monster in vivid detail.
او موجود با دستهای زیاد را با جزئیات زیبا توصیف کرد.
the many-fingered creature carefully examined the map.
موجود با دستهای زیاد نقشه را با دقت بررسی کرد.
she noticed the many-fingered print in the clay.
او چاپی با دستهای زیاد در خمیر را متوجه شد.
the story featured a many-fingered sorcerer with great power.
داستان یک جادوگر با دستهای زیاد و قدرت زیاد را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید