marbling

[ایالات متحده]/ˈmɑːb.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɑːr.bəl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگوی شبیه مرمر؛ فرآیند ایجاد اثر شبیه مرمر؛ رگه‌های چرب ظریف در گوشت خوک یا گاو
v. اعمال الگوی مرمر به چیزی؛ به طور یکنواخت چرب و لاغر را در گوشت مخلوط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

marbling technique

تکنیک نقاشی ابرب‌روی

marbling effect

اثر نقاشی ابرب‌روی

marbling art

هنر نقاشی ابرب‌روی

marbling pattern

الگوهای نقاشی ابرب‌روی

marbling paper

کاغذ نقاشی ابرب‌روی

marbling design

طراحی نقاشی ابرب‌روی

marbling surface

سطح نقاشی ابرب‌روی

marbling color

رنگ نقاشی ابرب‌روی

marbling medium

رسانه نقاشی ابرب‌روی

جملات نمونه

marbling is a popular technique in art.

تزئین با طرح‌نگار یک تکنیک محبوب در هنر است.

she admired the marbling on the cake.

او طرح‌نگار روی کیک را تحسین کرد.

marbling can create beautiful patterns in paper.

طرح‌نگار می‌تواند الگوهای زیبا در کاغذ ایجاد کند.

the artist specializes in marbling techniques.

هنرمند در تکنیک‌های طرح‌نگار تخصص دارد.

he learned marbling to enhance his painting skills.

او طرح‌نگار را برای ارتقای مهارت‌های نقاشی خود یاد گرفت.

marbling is often used in traditional bookbinding.

طرح‌نگار اغلب در صحافی سنتی استفاده می‌شود.

she demonstrated marbling during the workshop.

او طرح‌نگار را در طول کارگاه به نمایش گذاشت.

they used marbling to decorate the invitations.

آنها از طرح‌نگار برای تزئین دعوت‌نامه‌ها استفاده کردند.

marbling adds a unique touch to any project.

طرح‌نگار یک حس منحصر به فرد به هر پروژه‌ای اضافه می‌کند.

he experimented with marbling in his latest artwork.

او با طرح‌نگار در آخرین اثر هنری خود آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید