marketizing

[ایالات متحده]/ˈmɑːkɪtaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɑːrkɪtaɪzɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند معرفی مکانیسم‌های بازار یا مشروط کردن چیزی به نیروهای بازار
adj. مربوط به یا مشخص شده توسط فرآیند بازارسازی
n. عمل یا فرآیند تبدیل چیزی به یک سیستم بازارمحور

عبارات و ترکیب‌ها

marketizing education

بازاریابی آموزش

marketizing healthcare

بازاریابی مراقبت‌های بهداشتی

marketizing services

بازاریابی خدمات

marketizing culture

بازاریابی فرهنگ

marketizing process

بازاریابی فرآیند

rapid marketizing

بازاریابی سریع

جملات نمونه

the government is marketizing public transportation to improve efficiency and reduce costs.

دولت در حال بازارمحور کردن حمل و نقل عمومی برای بهبود کارایی و کاهش هزینه‌ها است.

many countries are marketizing their healthcare systems to increase competition.

کشورهای بسیاری در حال بازارمحور کردن سیستم‌های بهداشتی خود برای افزایش رقابت هستند.

the university is marketizing its research programs to attract more funding.

دانشگاه در حال بازارمحور کردن برنامه‌های تحقیقاتی خود برای جذب بودجه بیشتر است.

critics argue that marketizing education undermines its fundamental purpose.

منتقدان استدلال می‌کنند که بازارمحور کردن آموزش، هدف اساسی آن را تضعیف می‌کند.

the policy aims at marketizing state-owned enterprises to boost productivity.

این سیاست با هدف بازارمحور کردن شرکت‌های دولتی برای افزایش بهره‌وری است.

marketizing cultural institutions has become a controversial topic in many societies.

بازارمحور کردن نهادهای فرهنگی به موضوعی بحث‌برانگیز در بسیاری از جوامع تبدیل شده است.

some economists believe marketizing basic services can lead to better resource allocation.

برخی از اقتصاددانان معتقدند که بازارمحور کردن خدمات اساسی می‌تواند منجر به تخصیص بهتر منابع شود.

the process of marketizing agriculture has transformed rural economies significantly.

فرآیند بازارمحور کردن کشاورزی، اقتصاد روستایی را به طور قابل توجهی متحول کرده است.

marketizing public housing requires careful regulation to prevent social inequality.

بازارمحور کردن مسکن عمومی نیازمند مقررات دقیق برای جلوگیری از نابرابری اجتماعی است.

the company is marketizing its brand to expand into new international markets.

شرکت در حال بازارمحور کردن برند خود برای گسترش به بازارهای بین‌المللی جدید است.

marketizing water resources raises ethical questions about access to essential services.

بازارمحور کردن منابع آب، سوالات اخلاقی در مورد دسترسی به خدمات ضروری را مطرح می‌کند.

the reform involves marketizing the energy sector to promote sustainable development.

این اصلاحات شامل بازارمحور کردن بخش انرژی برای ترویج توسعه پایدار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید