marquise

[ایالات متحده]/mɑːˈkiːz/
[بریتانیا]/mɑrˈkiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر یک مارکیز; مارکیز زن
Word Forms
جمعmarquises

عبارات و ترکیب‌ها

marquise cut

برش مارکیز

marquise ring

حلقه مارکیز

marquise diamond

الماس مارکیز

marquise shape

شکل مارکیز

marquise style

سبک مارکیز

marquise design

طراحی مارکیز

marquise brooch

سینه سنجاق مارکیز

marquise earrings

گوشواره مارکیز

marquise pendant

آویز مارکیز

marquise necklace

گردنبند مارکیز

جملات نمونه

the marquise wore a stunning gown to the ball.

مارکیز یک لباس خیره‌کننده به مهمانی پوشید.

the marquise hosted a lavish dinner for her guests.

مارکیز یک شام مجلل برای مهمانانش برگزار کرد.

everyone admired the marquise's exquisite taste in art.

همه از ذائقه هنری نفیس مارکیز تحسین کردند.

the marquise's estate was known for its beautiful gardens.

املاک مارکیز به خاطر باغ‌های زیبایش شناخته می‌شد.

the marquise was a prominent figure in high society.

مارکیز شخصیتی برجسته در جامعه بالا بود.

at the gala, the marquise captivated everyone with her charm.

در مهمانی شام، مارکیز با جذابیت خود همه را مجذوب کرد.

the marquise's advice was sought by many young ladies.

مشورت مارکیز توسط بسیاری از خانم‌های جوان مورد توجه قرار می‌گرفت.

the marquise enjoyed reading novels in her leisure time.

مارکیز از خواندن رمان‌ها در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

she was known as the marquise of fashion in her circle.

او به عنوان مارکیز مد در بین دوستانش شناخته می‌شد.

the marquise had a reputation for her philanthropic efforts.

مارکیز به دلیل تلاش‌های خیریه‌اش شهرت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید