marshmallow

[ایالات متحده]/mɑːʃ'mæləʊ/
[بریتانیا]/'mɑrʃmɛlo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیرینی نرم و شیرین که از شکر، ژلاتین و شربت ذرت تهیه می‌شود و اغلب در پخت و پز استفاده می‌شود.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmarshmallows
جمعmarshmallows

عبارات و ترکیب‌ها

marshmallow roast

سرخش کردن مارشمالو

جملات نمونه

they smushed marshmallows in their mouths.

آنها مارشمالو را در دهان خود له کردند.

Olive oil, wheat germ oil, beeswax, honey, comfrey root, white oak bark, mullein leaf, black walnut leaf, marshmallow root, wormwood leaf, gravel root, scullcap leaf and lobelia leaf.

روغن زیتون، روغن جوانه گندم، موم، عسل، ریشه شاه بلوط، پوست درخت بلوط سفید، برگ گاریفون، برگ گردو سیاه، ریشه آلوئه ورا، برگ بوروت، ریشه خزه، برگ اسکل کپ و برگ لوبلیا.

In the giant tents soft drinks and hot chocolate with marshmallows and candyfloss were served to the children, with the adults drinking mulled (hot) wine and beer.

در چادرهای بزرگ، نوشیدنی‌های خنک و شکلات داغ با پاپ‌کورن و پنبه‌بازی به کودکان سرو می‌شد، در حالی که بزرگسالان شراب (داغ) و آبجو میل می‌کردند.

roasting marshmallows over a campfire

برشته کردن مارشمالو روی آتش کمپ

a gooey marshmallow treat

یک خوراکی مارشمالو چسبناک

نمونه‌های واقعی

You wanna put the marshmallows in concentric circles.

می‌خواهید مارشمالوها را در دایره‌های متحدالمرکز قرار دهید.

منبع: Friends Season 3

Looks like a walking marshmallow. No offense.

مثل این که یک مارشمالوی در حال راه رفتن است. بی‌احترامی نمی‌شود.

منبع: Big Hero 6

We are eating more marshmallows than we are producing.

ما بیشتر از آن‌چه تولید می‌کنیم، مارشمالو می‌خوریم.

منبع: The channel of the Peer Charity Fund: Issue 2

It's too bad we don't have any marshmallows.

متاسفیم که مارشمالو نداریم.

منبع: The Best Mom

We're going to cook this marshmallow in the microwave.

ما این مارشمالو را در مایکروویو بپزیم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Did they just grit their teeth and fearlessly stare the marshmallow down?

آیا آن‌ها دندان‌های خود را به هم فشردند و با شجاعت به مارشمالو خیره شدند؟

منبع: WIL Life Revelation

Well, we need a fire to toast the marshmallows to make s'mores.

خب، ما به یک آتش نیاز داریم تا مارشمالوها را برای درست کردن اسمورز تست کنیم.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

I think they'll be glad to know you're not a marshmallow.

فکر می‌کنم خوشحال خواهند شد بدانند شما مارشمالو نیستید.

منبع: Mad Men

For example, when Jen hears the name of her daughter, Sophia, she tastes pink marshmallows!

به عنوان مثال، وقتی جن اسم دخترش سوفیا را می‌شنود، طعم مارشمالوی صورتی را می‌چشد!

منبع: 6 Minute English

And stab it with our marshmallow sticks!

و آن را با چوب‌های مارشمالوی خود سوراخ کنیم!

منبع: Modern Family Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید