martingale

[ایالات متحده]/ˈmɑːtɪŋɪl/
[بریتانیا]/ˈmɑrtɪŋɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش یا استراتژی برای شرط بندی یا قمار؛ نوعی زین اسب که سر اسب را کنترل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

martingale strategy

استراتژی مارتنگال

martingale betting

شرکت شرط‌بندی مارتنگال

martingale system

سیستم مارتنگال

martingale approach

رویکرد مارتنگال

martingale theory

نظریه مارتنگال

martingale model

مدل مارتنگال

martingale process

فرآیند مارتنگال

martingale rule

قانون مارتنگال

martingale game

بازی مارتنگال

martingale wager

شرط‌بندی مارتنگال

جملات نمونه

the horse was fitted with a martingale for better control.

اسب با یک مارتینگل برای کنترل بهتر مجهز شد.

a martingale can help prevent a horse from raising its head too high.

یک مارتینگل می‌تواند به جلوگیری از بالا بردن بیش از حد سر اسب کمک کند.

she adjusted the martingale to ensure a snug fit.

او مارتینگل را برای اطمینان از تناسب مناسب تنظیم کرد.

using a martingale is common in equestrian sports.

استفاده از مارتینگل در رشته‌های سوارکاری رایج است.

the trainer recommended a martingale for better discipline.

مربی مارتینگل را برای انضباط بیشتر توصیه کرد.

he learned how to properly attach the martingale before riding.

او یاد گرفت که چگونه قبل از سوار شدن به درستی مارتینگل را متصل کند.

the martingale helped improve the horse's performance in competitions.

مارتینگل به بهبود عملکرد اسب در مسابقات کمک کرد.

choosing the right martingale is essential for a good ride.

انتخاب مارتینگل مناسب برای یک سواری خوب ضروری است.

many riders prefer a running martingale for its flexibility.

بسیاری از سوارکاران ترجیح می‌دهند یک مارتینگل دویدن را به دلیل انعطاف‌پذیری آن انتخاب کنند.

it’s important to check the martingale for wear and tear regularly.

بررسی منظم مارتینگل برای سایش و پارگی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید