marupas

[ایالات متحده]/məˈruːpəz/
[بریتانیا]/məˈruːpəz/

ترجمه

n. جمع marupa؛ نوعی چوب سفید برازیلی یا چوب مرکبات تلخ.

جملات نمونه

he suffered severe marupas during the accident.

او در حادثه به زخم‌های جدی ماروپا دچار شد.

she cleaned the child's minor marupas with antiseptic.

او با استفاده از ضدعفونی کننده زخم‌های کوچک ماروپا کودک را پاک کرد.

the rough surface caused painful marupas on his skin.

سطح خشن زخم‌های ماروپا دردناکی را روی پوست او ایجاد کرد.

proper gear protects cyclists from road marupas.

تیم‌های مناسب رانندگان دوچرخه را از زخم‌های ماروپا در جاده حفظ می‌کنند.

she applied a soothing cream to treat the marupas.

او یک کرم آرام‌بخش برای درمان زخم‌های ماروپا به کار برد.

the doctor bandaged the deep marupas on his elbow.

پزشک زخم‌های عمیق ماروپا روی زانوی او را پانسمان کرد.

falling off the bike left him with nasty marupas.

سقوط از دوچرخه او را با زخم‌های ناخوشایند ماروپا سرگرم کرد.

the nurse checked for signs of infection in the marupas.

مربی زخم‌های ماروپا را برای علائم عفونت بررسی کرد.

he ignored the stinging marupas and continued running.

او زخم‌های ماروپا دردناک را نادیده گرفت و ادامه داد رنده.

the athlete taped his leg to cover the marupas.

ورزشکار پا خود را برای پوشاندن زخم‌های ماروپا چسبید.

multiple marupas were visible on his arms after the hike.

پس از راه رفتن، چندین زخم ماروپا روی بازوی او دیده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید