masculinizing effects
اثرات مردانه ساز
masculinizing agent
عامل مردانه ساز
masculinizing hormone
هورمون مردانه ساز
strongly masculinizing
به شدت مردانه ساز
masculinizing tissue
بافت مردانه ساز
masculinizing properties
ویژگیهای مردانه ساز
masculinizing influence
تاثیر مردانه ساز
masculinizing features
ویژگیهای مردانه ساز
masculinizing process
فرآیند مردانه ساز
the medication had a masculinizing effect on his voice.
اثر مردانه کننده ای بر صدای او داشت.
hormone therapy can lead to masculinizing features over time.
در طول زمان، درمان هورمونی می تواند منجر به ویژگی های مردانه کننده شود.
the study investigated the masculinizing potential of the compound.
این مطالعه پتانسیل مردانه کننده ترکیب را بررسی کرد.
he noticed a subtle masculinizing shift in his appearance.
او متوجه تغییر ظریف مردانه کننده در ظاهر خود شد.
the treatment aimed to reverse the masculinizing side effects.
درمان با هدف معکوس کردن عوارض جانبی مردانه کننده بود.
some chemicals are known for their masculinizing properties.
برخی از مواد شیمیایی به دلیل خواص مردانه کننده خود شناخته شده اند.
the research focused on the mechanisms of masculinizing action.
تحقیقات بر روی مکانیسم های عمل مردانه کننده تمرکز کرد.
the patient reported experiencing masculinizing symptoms after exposure.
بیمار گزارش کرد که پس از قرار گرفتن در معرض، علائم مردانه کننده را تجربه کرده است.
the doctor warned of potential masculinizing consequences of the drug.
پزشک در مورد عواقب احتمالی مردانه کننده داروها هشدار داد.
the experiment explored the extent of masculinizing influence.
آزمایش میزان تأثیر مردانه کننده را بررسی کرد.
the goal was to minimize any masculinizing impact on the fetus.
هدف به حداقل رساندن هرگونه تأثیر مردانه کننده بر جنین بود.
masculinizing effects
اثرات مردانه ساز
masculinizing agent
عامل مردانه ساز
masculinizing hormone
هورمون مردانه ساز
strongly masculinizing
به شدت مردانه ساز
masculinizing tissue
بافت مردانه ساز
masculinizing properties
ویژگیهای مردانه ساز
masculinizing influence
تاثیر مردانه ساز
masculinizing features
ویژگیهای مردانه ساز
masculinizing process
فرآیند مردانه ساز
the medication had a masculinizing effect on his voice.
اثر مردانه کننده ای بر صدای او داشت.
hormone therapy can lead to masculinizing features over time.
در طول زمان، درمان هورمونی می تواند منجر به ویژگی های مردانه کننده شود.
the study investigated the masculinizing potential of the compound.
این مطالعه پتانسیل مردانه کننده ترکیب را بررسی کرد.
he noticed a subtle masculinizing shift in his appearance.
او متوجه تغییر ظریف مردانه کننده در ظاهر خود شد.
the treatment aimed to reverse the masculinizing side effects.
درمان با هدف معکوس کردن عوارض جانبی مردانه کننده بود.
some chemicals are known for their masculinizing properties.
برخی از مواد شیمیایی به دلیل خواص مردانه کننده خود شناخته شده اند.
the research focused on the mechanisms of masculinizing action.
تحقیقات بر روی مکانیسم های عمل مردانه کننده تمرکز کرد.
the patient reported experiencing masculinizing symptoms after exposure.
بیمار گزارش کرد که پس از قرار گرفتن در معرض، علائم مردانه کننده را تجربه کرده است.
the doctor warned of potential masculinizing consequences of the drug.
پزشک در مورد عواقب احتمالی مردانه کننده داروها هشدار داد.
the experiment explored the extent of masculinizing influence.
آزمایش میزان تأثیر مردانه کننده را بررسی کرد.
the goal was to minimize any masculinizing impact on the fetus.
هدف به حداقل رساندن هرگونه تأثیر مردانه کننده بر جنین بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید