masochisms

[ایالات متحده]/ˈmæzəˌkɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈmæzəˌkɪzəmz/

ترجمه

n. وضعیتی که در آن شخص از درد یا تحقیر خود لذت می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

sexual masochisms

مازوخیسم‌های جنسی

painful masochisms

مازوخیسم‌های دردناک

psychological masochisms

مازوخیسم‌های روانشناختی

extreme masochisms

مازوخیسم‌های شدید

emotional masochisms

مازوخیسم‌های عاطفی

submissive masochisms

مازوخیسم‌های تسلیم‌طلبانه

social masochisms

مازوخیسم‌های اجتماعی

physical masochisms

مازوخیسم‌های فیزیکی

sexuality masochisms

مازوخیسم‌های مرتبط با میل جنسی

hidden masochisms

مازوخیسم‌های پنهان

جملات نمونه

her masochisms often lead her to seek out painful experiences.

مازوخیسم او اغلب باعث می‌شود به دنبال تجربیات دردناک باشد.

he wrote a book about the psychology of masochisms.

او کتابی در مورد روانشناسی مازوخیسم نوشت.

some people find masochisms to be a form of self-discovery.

برخی افراد مازوخیسم را به عنوان نوعی کشف خود می‌دانند.

masochisms can manifest in various relationships.

مازوخیسم می‌تواند در روابط مختلف بروز کند.

understanding masochisms is important for therapists.

درک مازوخیسم برای درمانگران مهم است.

she explored her masochisms through art and writing.

او مازوخیسم خود را از طریق هنر و نوشتن کشف کرد.

his masochisms were often misunderstood by his friends.

مازوخیسم او اغلب توسط دوستانش درک نمی‌شد.

they discussed the cultural implications of masochisms.

آنها پیامدهای فرهنگی مازوخیسم را مورد بحث قرار دادند.

masochisms can sometimes be a coping mechanism for stress.

مازوخیسم گاهی اوقات می‌تواند یک مکانیسم مقابله‌ای برای استرس باشد.

he found a community that embraced their shared masochisms.

او جامعه‌ای را پیدا کرد که مازوخیسم مشترک آنها را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید