sexual masochisms
مازوخیسمهای جنسی
painful masochisms
مازوخیسمهای دردناک
psychological masochisms
مازوخیسمهای روانشناختی
extreme masochisms
مازوخیسمهای شدید
emotional masochisms
مازوخیسمهای عاطفی
submissive masochisms
مازوخیسمهای تسلیمطلبانه
social masochisms
مازوخیسمهای اجتماعی
physical masochisms
مازوخیسمهای فیزیکی
sexuality masochisms
مازوخیسمهای مرتبط با میل جنسی
hidden masochisms
مازوخیسمهای پنهان
her masochisms often lead her to seek out painful experiences.
مازوخیسم او اغلب باعث میشود به دنبال تجربیات دردناک باشد.
he wrote a book about the psychology of masochisms.
او کتابی در مورد روانشناسی مازوخیسم نوشت.
some people find masochisms to be a form of self-discovery.
برخی افراد مازوخیسم را به عنوان نوعی کشف خود میدانند.
masochisms can manifest in various relationships.
مازوخیسم میتواند در روابط مختلف بروز کند.
understanding masochisms is important for therapists.
درک مازوخیسم برای درمانگران مهم است.
she explored her masochisms through art and writing.
او مازوخیسم خود را از طریق هنر و نوشتن کشف کرد.
his masochisms were often misunderstood by his friends.
مازوخیسم او اغلب توسط دوستانش درک نمیشد.
they discussed the cultural implications of masochisms.
آنها پیامدهای فرهنگی مازوخیسم را مورد بحث قرار دادند.
masochisms can sometimes be a coping mechanism for stress.
مازوخیسم گاهی اوقات میتواند یک مکانیسم مقابلهای برای استرس باشد.
he found a community that embraced their shared masochisms.
او جامعهای را پیدا کرد که مازوخیسم مشترک آنها را پذیرفت.
sexual masochisms
مازوخیسمهای جنسی
painful masochisms
مازوخیسمهای دردناک
psychological masochisms
مازوخیسمهای روانشناختی
extreme masochisms
مازوخیسمهای شدید
emotional masochisms
مازوخیسمهای عاطفی
submissive masochisms
مازوخیسمهای تسلیمطلبانه
social masochisms
مازوخیسمهای اجتماعی
physical masochisms
مازوخیسمهای فیزیکی
sexuality masochisms
مازوخیسمهای مرتبط با میل جنسی
hidden masochisms
مازوخیسمهای پنهان
her masochisms often lead her to seek out painful experiences.
مازوخیسم او اغلب باعث میشود به دنبال تجربیات دردناک باشد.
he wrote a book about the psychology of masochisms.
او کتابی در مورد روانشناسی مازوخیسم نوشت.
some people find masochisms to be a form of self-discovery.
برخی افراد مازوخیسم را به عنوان نوعی کشف خود میدانند.
masochisms can manifest in various relationships.
مازوخیسم میتواند در روابط مختلف بروز کند.
understanding masochisms is important for therapists.
درک مازوخیسم برای درمانگران مهم است.
she explored her masochisms through art and writing.
او مازوخیسم خود را از طریق هنر و نوشتن کشف کرد.
his masochisms were often misunderstood by his friends.
مازوخیسم او اغلب توسط دوستانش درک نمیشد.
they discussed the cultural implications of masochisms.
آنها پیامدهای فرهنگی مازوخیسم را مورد بحث قرار دادند.
masochisms can sometimes be a coping mechanism for stress.
مازوخیسم گاهی اوقات میتواند یک مکانیسم مقابلهای برای استرس باشد.
he found a community that embraced their shared masochisms.
او جامعهای را پیدا کرد که مازوخیسم مشترک آنها را پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید