massed

[ایالات متحده]/mæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جمع آوری شده; در مقیاس بزرگ
v. متمرکز; متمرکز شده

عبارات و ترکیب‌ها

massed troops

نیروهای متمرکز

rock mass

توده سنگ

mass transfer

انتقال جرم

mass production

تولید انبوه

mass media

رسانه

in mass

در توده

mass spectrometry

طیف‌سنجی

a mass of

توده ای از

the mass of

جرم از

in the mass

در توده

mass customization

سفارشی سازی توده ای

mass flow

جریان توده

mass transit

حمل و نقل توده

mass fraction

کسر جرم

mass concrete

بتن حجیم

body mass index

شاخص توده بدنی

mass culture

فرهنگ توده

mass ratio

نسبت جرم

molecular mass

جرم مولی

جملات نمونه

The sand massed to form a dune.

شن‌ها برای تشکیل یک تپه ماسه‌ای جمع شدند.

the incontinent hysteria of the massed pop fans.

هیستری بی‌حس و بی‌اراده طرفداران جمعیت پاپ.

Fifteen scientists were massed against the proposal.

پانزده دانشمند علیه پیشنهاد تجمع کردند.

The troops and armor were massed along the border.

نیروها و تجهیزات در امتداد مرز تجمع کردند.

Dark clouds massed, and we expected rain.

ابر‌های تیره تجمع کردند و انتظار داشتیم باران ببارد.

They massed well-equipped troops on the frontier.

آنها نیروهای مجهز در خط مقدم تجمع دادند.

Crowds massed along the road where the queen would pass.

جمعیت‌ها در امتداد جاده‌ای که ملکه از آن عبور می‌کرد تجمع کردند.

In the angle at the left of this epaulement,there was visible the head of the column of a battalion from the suburbs massed in the Rue Saint-Denis.

در زاویه‌ای سمت چپ این سنگر، سر ستون یک گردان از حومه شهر که در خیابان سنت دنیس مستقر بود، قابل مشاهده بود.

Crystals existed as orbicular crystal druses which were massed by many prismy crystals.

بلورها به صورت خوشه‌های بلوری کروی وجود داشتند که توسط بسیاری از بلورهای منشور شکل تجمع یافته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید