masted

[ایالات متحده]/mɑːstɪd/
[بریتانیا]/mæstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دکل یا دکل‌ها
v. زمان گذشته mast؛ مجهز کردن به دکل

عبارات و ترکیب‌ها

masted ship

کشتی بادبانی

masted vessel

کشتی بادبانی

masted boats

قایق‌های بادبانی

masted yacht

یانک بادبانی

masted craft

وسایل بادبانی

masted fleet

ناوگان بادبانی

masted galleon

گالیون بادبانی

masted barque

بارک بادبانی

masted schooner

اسکونر بادبانی

masted brig

بریگ بادبانی

جملات نمونه

the ship was masted with colorful flags for the festival.

کشتی با پرچم‌های رنگارنگ برای جشن آذین‌دهی شده بود.

he masted the boat to prepare for the upcoming race.

او برای آماده‌سازی مسابقه آینده، قایق را آذین‌دهی کرد.

the yacht was beautifully masted, attracting many admirers.

قایق تفریحی به زیبایی آذین‌دهی شده بود و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

after the storm, they masted the ship again.

بعد از طوفان، آنها دوباره کشتی را آذین‌دهی کردند.

the crew worked hard to get the masted rigging ready.

خدمه سخت تلاش کردند تا آماده‌سازی سخت‌افزار آذین‌دهی شده را انجام دهند.

he admired how the old vessel was still masted so well.

او تحسین کرد که چگونه کشتی قدیمی هنوز به خوبی آذین‌دهی شده بود.

they masted the sailboat for a weekend adventure.

آنها برای یک ماجراجویی آخر هفته، قایق بادبانی را آذین‌دهی کردند.

the tall ship was masted high above the water.

کشتی بلند، در ارتفاعی زیاد از سطح آب آذین‌دهی شده بود.

she learned how to properly mast a sailing boat.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قایق بادبانی را آذین‌دهی کند.

during the competition, the boats were masted with precision.

در طول مسابقه، قایق‌ها با دقت آذین‌دهی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید