masted ship
کشتی بادبانی
masted vessel
کشتی بادبانی
masted boats
قایقهای بادبانی
masted yacht
یانک بادبانی
masted craft
وسایل بادبانی
masted fleet
ناوگان بادبانی
masted galleon
گالیون بادبانی
masted barque
بارک بادبانی
masted schooner
اسکونر بادبانی
masted brig
بریگ بادبانی
the ship was masted with colorful flags for the festival.
کشتی با پرچمهای رنگارنگ برای جشن آذیندهی شده بود.
he masted the boat to prepare for the upcoming race.
او برای آمادهسازی مسابقه آینده، قایق را آذیندهی کرد.
the yacht was beautifully masted, attracting many admirers.
قایق تفریحی به زیبایی آذیندهی شده بود و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
after the storm, they masted the ship again.
بعد از طوفان، آنها دوباره کشتی را آذیندهی کردند.
the crew worked hard to get the masted rigging ready.
خدمه سخت تلاش کردند تا آمادهسازی سختافزار آذیندهی شده را انجام دهند.
he admired how the old vessel was still masted so well.
او تحسین کرد که چگونه کشتی قدیمی هنوز به خوبی آذیندهی شده بود.
they masted the sailboat for a weekend adventure.
آنها برای یک ماجراجویی آخر هفته، قایق بادبانی را آذیندهی کردند.
the tall ship was masted high above the water.
کشتی بلند، در ارتفاعی زیاد از سطح آب آذیندهی شده بود.
she learned how to properly mast a sailing boat.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قایق بادبانی را آذیندهی کند.
during the competition, the boats were masted with precision.
در طول مسابقه، قایقها با دقت آذیندهی شدند.
masted ship
کشتی بادبانی
masted vessel
کشتی بادبانی
masted boats
قایقهای بادبانی
masted yacht
یانک بادبانی
masted craft
وسایل بادبانی
masted fleet
ناوگان بادبانی
masted galleon
گالیون بادبانی
masted barque
بارک بادبانی
masted schooner
اسکونر بادبانی
masted brig
بریگ بادبانی
the ship was masted with colorful flags for the festival.
کشتی با پرچمهای رنگارنگ برای جشن آذیندهی شده بود.
he masted the boat to prepare for the upcoming race.
او برای آمادهسازی مسابقه آینده، قایق را آذیندهی کرد.
the yacht was beautifully masted, attracting many admirers.
قایق تفریحی به زیبایی آذیندهی شده بود و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
after the storm, they masted the ship again.
بعد از طوفان، آنها دوباره کشتی را آذیندهی کردند.
the crew worked hard to get the masted rigging ready.
خدمه سخت تلاش کردند تا آمادهسازی سختافزار آذیندهی شده را انجام دهند.
he admired how the old vessel was still masted so well.
او تحسین کرد که چگونه کشتی قدیمی هنوز به خوبی آذیندهی شده بود.
they masted the sailboat for a weekend adventure.
آنها برای یک ماجراجویی آخر هفته، قایق بادبانی را آذیندهی کردند.
the tall ship was masted high above the water.
کشتی بلند، در ارتفاعی زیاد از سطح آب آذیندهی شده بود.
she learned how to properly mast a sailing boat.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قایق بادبانی را آذیندهی کند.
during the competition, the boats were masted with precision.
در طول مسابقه، قایقها با دقت آذیندهی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید