unrigged

[ایالات متحده]/ʌnˈrɪɡd/
[بریتانیا]/ʌnˈrɪɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای برداشتن تجهیزات از یک کشتی؛ برای درآوردن لباس از کسی

عبارات و ترکیب‌ها

unrigged system

سیستم بدون تقلب

unrigged election

انتخابات بدون تقلب

unrigged market

بازار بدون تقلب

unrigged game

بازی بدون تقلب

unrigged process

فرآیند بدون تقلب

unrigged competition

رقابت بدون تقلب

unrigged outcome

نتیجه بدون تقلب

unrigged scenario

سناریوی بدون تقلب

unrigged analysis

تجزیه و تحلیل بدون تقلب

unrigged results

نتایج بدون تقلب

جملات نمونه

the election was declared unrigged by independent observers.

انتخابات توسط ناظران مستقل غیردستکاری شده اعلام شد.

we need to ensure the competition is fair and unrigged.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که مسابقه منصفانه و غیردستکاری شده است.

they verified that the lottery was completely unrigged.

آنها تأیید کردند که قرعه کشی کاملاً غیردستکاری شده است.

his claims about the game being unrigged were met with skepticism.

ادعاهای او در مورد اینکه بازی غیردستکاری شده بود با شک و تردید روبرو شد.

the audit confirmed the results were unrigged and accurate.

بازرسی تایید کرد که نتایج غیردستکاری شده و دقیق بودند.

she insisted that the process was unrigged and transparent.

او اصرار داشت که فرآیند غیردستکاری شده و شفاف بوده است.

to maintain trust, the system must be unrigged.

برای حفظ اعتماد، سیستم باید غیردستکاری شده باشد.

they fought hard to ensure the elections were unrigged.

آنها برای اطمینان از غیردستکاری شده بودن انتخابات سخت جنگیدند.

many participants were relieved to find the contest was unrigged.

بسیاری از شرکت کنندگان از غیردستکاری شده بودن مسابقه احساس راحتی کردند.

the organization promised an unrigged selection process.

سازمان یک فرآیند انتخاب غیردستکاری شده را قول داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید