unrigged system
سیستم بدون تقلب
unrigged election
انتخابات بدون تقلب
unrigged market
بازار بدون تقلب
unrigged game
بازی بدون تقلب
unrigged process
فرآیند بدون تقلب
unrigged competition
رقابت بدون تقلب
unrigged outcome
نتیجه بدون تقلب
unrigged scenario
سناریوی بدون تقلب
unrigged analysis
تجزیه و تحلیل بدون تقلب
unrigged results
نتایج بدون تقلب
the election was declared unrigged by independent observers.
انتخابات توسط ناظران مستقل غیردستکاری شده اعلام شد.
we need to ensure the competition is fair and unrigged.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که مسابقه منصفانه و غیردستکاری شده است.
they verified that the lottery was completely unrigged.
آنها تأیید کردند که قرعه کشی کاملاً غیردستکاری شده است.
his claims about the game being unrigged were met with skepticism.
ادعاهای او در مورد اینکه بازی غیردستکاری شده بود با شک و تردید روبرو شد.
the audit confirmed the results were unrigged and accurate.
بازرسی تایید کرد که نتایج غیردستکاری شده و دقیق بودند.
she insisted that the process was unrigged and transparent.
او اصرار داشت که فرآیند غیردستکاری شده و شفاف بوده است.
to maintain trust, the system must be unrigged.
برای حفظ اعتماد، سیستم باید غیردستکاری شده باشد.
they fought hard to ensure the elections were unrigged.
آنها برای اطمینان از غیردستکاری شده بودن انتخابات سخت جنگیدند.
many participants were relieved to find the contest was unrigged.
بسیاری از شرکت کنندگان از غیردستکاری شده بودن مسابقه احساس راحتی کردند.
the organization promised an unrigged selection process.
سازمان یک فرآیند انتخاب غیردستکاری شده را قول داد.
unrigged system
سیستم بدون تقلب
unrigged election
انتخابات بدون تقلب
unrigged market
بازار بدون تقلب
unrigged game
بازی بدون تقلب
unrigged process
فرآیند بدون تقلب
unrigged competition
رقابت بدون تقلب
unrigged outcome
نتیجه بدون تقلب
unrigged scenario
سناریوی بدون تقلب
unrigged analysis
تجزیه و تحلیل بدون تقلب
unrigged results
نتایج بدون تقلب
the election was declared unrigged by independent observers.
انتخابات توسط ناظران مستقل غیردستکاری شده اعلام شد.
we need to ensure the competition is fair and unrigged.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که مسابقه منصفانه و غیردستکاری شده است.
they verified that the lottery was completely unrigged.
آنها تأیید کردند که قرعه کشی کاملاً غیردستکاری شده است.
his claims about the game being unrigged were met with skepticism.
ادعاهای او در مورد اینکه بازی غیردستکاری شده بود با شک و تردید روبرو شد.
the audit confirmed the results were unrigged and accurate.
بازرسی تایید کرد که نتایج غیردستکاری شده و دقیق بودند.
she insisted that the process was unrigged and transparent.
او اصرار داشت که فرآیند غیردستکاری شده و شفاف بوده است.
to maintain trust, the system must be unrigged.
برای حفظ اعتماد، سیستم باید غیردستکاری شده باشد.
they fought hard to ensure the elections were unrigged.
آنها برای اطمینان از غیردستکاری شده بودن انتخابات سخت جنگیدند.
many participants were relieved to find the contest was unrigged.
بسیاری از شرکت کنندگان از غیردستکاری شده بودن مسابقه احساس راحتی کردند.
the organization promised an unrigged selection process.
سازمان یک فرآیند انتخاب غیردستکاری شده را قول داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید