| جمع | matchets |
sharp matchet
ماتchet تیز
heavy matchet
ماتchet سنگین
rusty matchet
ماتchet زنگزدگی
long matchet
ماتchet بلند
new matchet
ماتchet جدید
old matchet
ماتchet قدیمی
wooden matchet
ماتchet چوبی
blunt matchet
ماتchet کند
sharp-edged matchet
ماتchet با لبهی تیز
traditional matchet
ماتchet سنتی
he used a matchet to clear the path through the dense jungle.
او از یک ماتچت برای باز کردن مسیر در جنگل انبوه استفاده کرد.
the farmer sharpened his matchet before the harvest.
کشاورز قبل از برداشت محصول، ماتچت خود را تیز کرد.
she carried a matchet for protection while hiking.
او در حالی که پیادهروی میکرد، برای محافظت از خود یک ماتچت حمل میکرد.
he demonstrated how to properly use a matchet.
او نحوه استفاده صحیح از یک ماتچت را نشان داد.
the matchet is essential for survival in the wilderness.
ماتچت برای زنده ماندن در طبیعت ضروری است.
they taught the children how to handle a matchet safely.
آنها به کودکان آموزش دادند که چگونه به طور ایمن از یک ماتچت استفاده کنند.
using a matchet requires skill and caution.
استفاده از یک ماتچت نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
the matchet was rusted but still functional.
ماتچت زنگ زده بود اما هنوز هم کاربردی بود.
he swung the matchet with precision to chop the branches.
او با دقت یک ماتچت را به حرکت درآورد تا شاخه ها را خرد کند.
after the storm, he used a matchet to clear fallen trees.
بعد از طوفان، او از یک ماتچت برای باز کردن درختان افتاده استفاده کرد.
sharp matchet
ماتchet تیز
heavy matchet
ماتchet سنگین
rusty matchet
ماتchet زنگزدگی
long matchet
ماتchet بلند
new matchet
ماتchet جدید
old matchet
ماتchet قدیمی
wooden matchet
ماتchet چوبی
blunt matchet
ماتchet کند
sharp-edged matchet
ماتchet با لبهی تیز
traditional matchet
ماتchet سنتی
he used a matchet to clear the path through the dense jungle.
او از یک ماتچت برای باز کردن مسیر در جنگل انبوه استفاده کرد.
the farmer sharpened his matchet before the harvest.
کشاورز قبل از برداشت محصول، ماتچت خود را تیز کرد.
she carried a matchet for protection while hiking.
او در حالی که پیادهروی میکرد، برای محافظت از خود یک ماتچت حمل میکرد.
he demonstrated how to properly use a matchet.
او نحوه استفاده صحیح از یک ماتچت را نشان داد.
the matchet is essential for survival in the wilderness.
ماتچت برای زنده ماندن در طبیعت ضروری است.
they taught the children how to handle a matchet safely.
آنها به کودکان آموزش دادند که چگونه به طور ایمن از یک ماتچت استفاده کنند.
using a matchet requires skill and caution.
استفاده از یک ماتچت نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
the matchet was rusted but still functional.
ماتچت زنگ زده بود اما هنوز هم کاربردی بود.
he swung the matchet with precision to chop the branches.
او با دقت یک ماتچت را به حرکت درآورد تا شاخه ها را خرد کند.
after the storm, he used a matchet to clear fallen trees.
بعد از طوفان، او از یک ماتچت برای باز کردن درختان افتاده استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید