matchet

[ایالات متحده]/ˈmæʧɪt/
[بریتانیا]/ˈmæʧɪt/

ترجمه

n. نوعی شمشیر یا کُرَندِه‌ی منحنی; چاقوی بزرگ برای بریدن گیاهان
Word Forms
جمعmatchets

عبارات و ترکیب‌ها

sharp matchet

ماتchet تیز

heavy matchet

ماتchet سنگین

rusty matchet

ماتchet زنگ‌زدگی

long matchet

ماتchet بلند

new matchet

ماتchet جدید

old matchet

ماتchet قدیمی

wooden matchet

ماتchet چوبی

blunt matchet

ماتchet کند

sharp-edged matchet

ماتchet با لبه‌ی تیز

traditional matchet

ماتchet سنتی

جملات نمونه

he used a matchet to clear the path through the dense jungle.

او از یک ماتچت برای باز کردن مسیر در جنگل انبوه استفاده کرد.

the farmer sharpened his matchet before the harvest.

کشاورز قبل از برداشت محصول، ماتچت خود را تیز کرد.

she carried a matchet for protection while hiking.

او در حالی که پیاده‌روی می‌کرد، برای محافظت از خود یک ماتچت حمل می‌کرد.

he demonstrated how to properly use a matchet.

او نحوه استفاده صحیح از یک ماتچت را نشان داد.

the matchet is essential for survival in the wilderness.

ماتچت برای زنده ماندن در طبیعت ضروری است.

they taught the children how to handle a matchet safely.

آنها به کودکان آموزش دادند که چگونه به طور ایمن از یک ماتچت استفاده کنند.

using a matchet requires skill and caution.

استفاده از یک ماتچت نیاز به مهارت و احتیاط دارد.

the matchet was rusted but still functional.

ماتچت زنگ زده بود اما هنوز هم کاربردی بود.

he swung the matchet with precision to chop the branches.

او با دقت یک ماتچت را به حرکت درآورد تا شاخه ها را خرد کند.

after the storm, he used a matchet to clear fallen trees.

بعد از طوفان، او از یک ماتچت برای باز کردن درختان افتاده استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید