sharp matchets
چاقوهای تیز
rusty matchets
چاقوهای زنگزده
new matchets
چاقوهای جدید
heavy matchets
چاقوهای سنگین
hunting matchets
چاقوهای شکار
short matchets
چاقوهای کوتاه
long matchets
چاقوهای بلند
used matchets
چاقوهای استفاده شده
wooden matchets
چاقوهای چوبی
leather matchets
چاقوهای چرمی
he used the matchets to clear the overgrown bushes.
او از تبرهای دستی برای پاک کردن بوتههای بیش از حد استفاده کرد.
the matchets were essential for the camping trip.
تبرهای دستی برای سفر کمپ بسیار ضروری بودند.
she carefully sharpened the matchets before the hike.
او قبل از پیادهروی، تبرهای دستی را با دقت تیز کرد.
they used matchets to harvest the crops.
آنها از تبرهای دستی برای برداشت محصول استفاده کردند.
in survival situations, matchets can be very useful.
در شرایط بقا، تبرهای دستی میتوانند بسیار مفید باشند.
he demonstrated how to properly handle matchets.
او نحوه استفاده صحیح از تبرهای دستی را نشان داد.
the matchets were stored safely in the shed.
تبرهای دستی به طور ایمن در انباری نگهداری شدند.
she bought new matchets for her gardening tools.
او تبرهای دستی جدیدی برای ابزارهای باغبانی خود خرید.
using matchets requires skill and caution.
استفاده از تبرهای دستی نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
he felt confident wielding the matchets during the demonstration.
او در طول نمایشگاه احساس اعتماد به نفس در استفاده از تبرهای دستی کرد.
sharp matchets
چاقوهای تیز
rusty matchets
چاقوهای زنگزده
new matchets
چاقوهای جدید
heavy matchets
چاقوهای سنگین
hunting matchets
چاقوهای شکار
short matchets
چاقوهای کوتاه
long matchets
چاقوهای بلند
used matchets
چاقوهای استفاده شده
wooden matchets
چاقوهای چوبی
leather matchets
چاقوهای چرمی
he used the matchets to clear the overgrown bushes.
او از تبرهای دستی برای پاک کردن بوتههای بیش از حد استفاده کرد.
the matchets were essential for the camping trip.
تبرهای دستی برای سفر کمپ بسیار ضروری بودند.
she carefully sharpened the matchets before the hike.
او قبل از پیادهروی، تبرهای دستی را با دقت تیز کرد.
they used matchets to harvest the crops.
آنها از تبرهای دستی برای برداشت محصول استفاده کردند.
in survival situations, matchets can be very useful.
در شرایط بقا، تبرهای دستی میتوانند بسیار مفید باشند.
he demonstrated how to properly handle matchets.
او نحوه استفاده صحیح از تبرهای دستی را نشان داد.
the matchets were stored safely in the shed.
تبرهای دستی به طور ایمن در انباری نگهداری شدند.
she bought new matchets for her gardening tools.
او تبرهای دستی جدیدی برای ابزارهای باغبانی خود خرید.
using matchets requires skill and caution.
استفاده از تبرهای دستی نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
he felt confident wielding the matchets during the demonstration.
او در طول نمایشگاه احساس اعتماد به نفس در استفاده از تبرهای دستی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید