matric

[ایالات متحده]/ˈmætrɪk/
[بریتانیا]/ˈmætrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. ثبت‌نام شده; ثبت‌نام
n. امتحان ورودی دانشگاه; مرتبط با ماتریس
Word Forms
جمعmatrics

عبارات و ترکیب‌ها

matric certificate

گواهی تحصیلی

matriculation exam

آزمون پذیرش دانشگاه

matric year

سال تحصیلی

matric results

نتایج تحصیلی

matric students

دانشجویان پذیرفته شده

matric pass

قبول در تحصیل

matric subjects

درس های تحصیلی

matriculation process

فرآیند پذیرش

matriculation office

دفتر پذیرش

matriculation fee

شهریه پذیرش

جملات نمونه

the matric results will be released next week.

نتایج امتحان نهایی سال تحصیلی هفته آینده منتشر خواهد شد.

she is preparing for her matric exams.

او در حال آماده شدن برای امتحانات نهایی خود است.

matriculation is an important step in a student's life.

ثبت نام در مقطع متوسطه یک گام مهم در زندگی یک دانش آموز است.

he received his matric certificate last year.

او سال گذشته گواهی پایان مقطع متوسطه خود را دریافت کرد.

many students celebrate after passing their matric exams.

بسیاری از دانش آموزان پس از قبولی در امتحانات نهایی خود جشن می گیرند.

she enrolled in a college after her matric.

او پس از پایان مقطع متوسطه در دانشگاه ثبت نام کرد.

the matric syllabus covers various subjects.

برنامه درسی مقطع متوسطه موضوعات مختلفی را پوشش می دهد.

he studied hard to improve his matric score.

او سخت مطالعه کرد تا نمره مقطع متوسطه خود را بهبود بخشد.

matriculation requirements vary by institution.

الزامات ثبت نام در مقطع متوسطه بسته به موسسه متفاوت است.

she attended a matriculation ceremony at her school.

او در مراسم ثبت نام در مقطع متوسطه در مدرسه خود شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید