matrics

[ایالات متحده]/ˈmeɪtrɪks/
[بریتانیا]/ˈmeɪtrɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجوز پذیرش دانشگاه

عبارات و ترکیب‌ها

data matrics

شاخص‌های داده

performance matrics

شاخص‌های عملکرد

matrix matrics

شاخص‌های ماتریس

evaluation matrics

شاخص‌های ارزیابی

metric matrics

شاخص‌های متریک

analytical matrics

شاخص‌های تحلیلی

statistical matrics

شاخص‌های آماری

visualization matrics

شاخص‌های تجسمی

business matrics

شاخص‌های تجاری

financial matrics

شاخص‌های مالی

جملات نمونه

the matrice of the data helps in understanding the patterns.

ماتریس داده به درک الگوها کمک می‌کند.

we need to analyze the matrice to find the solution.

ما باید ماتریس را برای یافتن راه حل تجزیه و تحلیل کنیم.

the mathematician explained the concept of matrice multiplication.

دانشمند ریاضی مفهوم ضرب ماتریس را توضیح داد.

each matrice has its own unique properties.

هر ماتریس خواص منحصر به فرد خود را دارد.

the transformation can be represented by a matrice.

تبدیل را می‌توان با یک ماتریس نشان داد.

in computer graphics, matrice operations are essential.

در گرافیک کامپیوتری، عملیات ماتریس ضروری هستند.

the data was organized into a matrice for easier analysis.

داده‌ها برای تجزیه و تحلیل آسان‌تر در یک ماتریس سازماندهی شدند.

understanding the matrice is crucial for solving the equation.

درک ماتریس برای حل معادله بسیار مهم است.

they used a matrice to model the complex system.

آنها از یک ماتریس برای مدل‌سازی سیستم پیچیده استفاده کردند.

the software can perform various operations on matrice.

نرم افزار می‌تواند عملیات مختلفی را روی ماتریس انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید