matrix-like

[ایالات متحده]/[ˈmætrɪks laɪk]/
[بریتانیا]/[ˈmætrɪks laɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا دارای ویژگی‌های یک ماتریس؛ مرتب شده در ردیف و ستون، مانند یک ماتریس؛ داشتن ساختاری پیچیده و به هم پیوسته شبیه به یک ماتریس.

عبارات و ترکیب‌ها

matrix-like structure

ساختار شبیه ماتریس

matrix-like appearance

ظاهری شبیه ماتریس

matrix-like system

سیستمی شبیه ماتریس

matrix-like behavior

رفتاری شبیه ماتریس

matrix-like qualities

ویژگی‌های شبیه ماتریس

highly matrix-like

بسیار شبیه ماتریس

becoming matrix-like

در حال تبدیل شدن به شبیه ماتریس

matrix-like design

طراحی شبیه ماتریس

matrix-like arrangement

چیدمان شبیه ماتریس

matrix-like effect

اثر شبیه ماتریس

جملات نمونه

the organization's structure felt matrix-like, with overlapping responsibilities.

ساختار سازمانی شبیه به ساختار ماتریسی بود، با مسئولیت‌های همپوشان.

the project team operated in a matrix-like fashion, reporting to multiple managers.

گروه پروژه به روشی شبیه به ساختار ماتریسی عمل می‌کرد و به چندین مدیر گزارش می‌داد.

the company adopted a matrix-like reporting structure to improve communication.

شرکت ساختار گزارش‌دهی شبیه به ساختار ماتریسی را برای بهبود ارتباطات اتخاذ کرد.

the software interface had a matrix-like layout, displaying data in rows and columns.

رابط کاربری نرم‌افزار دارای طرح‌بندی شبیه به ساختار ماتریسی بود و داده‌ها را در سطرها و ستون‌ها نمایش می‌داد.

the database design was matrix-like, allowing for flexible data storage.

طراحی پایگاه داده شبیه به ساختار ماتریسی بود و امکان ذخیره‌سازی انعطاف‌پذیر داده‌ها را فراهم می‌کرد.

the decision-making process was matrix-like, involving input from various departments.

فرآیند تصمیم‌گیری شبیه به ساختار ماتریسی بود و شامل دریافت بازخورد از بخش‌های مختلف می‌شد.

the organizational chart resembled a matrix-like structure, showing cross-functional teams.

نمودار سازمانی شبیه به ساختار ماتریسی بود و تیم‌های بین‌برنامه‌ای را نشان می‌داد.

the sales strategy was matrix-like, targeting different customer segments simultaneously.

استراتژی فروش شبیه به ساختار ماتریسی بود و به طور همزمان بخش‌های مختلف مشتریان را هدف قرار می‌داد.

the research project followed a matrix-like approach, combining qualitative and quantitative data.

پروژه تحقیقاتی از رویکردی شبیه به ساختار ماتریسی پیروی می‌کرد و داده‌های کیفی و کمی را با هم ترکیب می‌کرد.

the training program used a matrix-like format, offering various learning paths.

برنامه آموزشی از قالبی شبیه به ساختار ماتریسی استفاده می‌کرد و مسیرهای یادگیری مختلفی را ارائه می‌داد.

the inventory system had a matrix-like arrangement for efficient tracking.

سیستم موجودی دارای چیدمانی شبیه به ساختار ماتریسی برای ردیابی کارآمد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید