meetup

[ایالات متحده]/ˈmiːtʌp/
[بریتانیا]/ˈmiːtʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع آوری کاربران یا افراد؛ یک جلسه غیررسمی یا گردهمایی کوچک
v. به طور گاه به گاه برخورد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

casual meetup

دیدار غیررسمی

business meetup

دیدار تجاری

local meetup

دیدار محلی

weekly meetup

دیدار هفتگی

online meetup

دیدار آنلاین

networking meetup

دیدار شبکه‌سازی

group meetup

دیدار گروهی

social meetup

دیدار اجتماعی

community meetup

دیدار انجمن

monthly meetup

دیدار ماهانه

جملات نمونه

we're planning a meetup for this weekend.

ما در حال برنامه‌ریزی برای یک گردهمایی آخر هفته این هستیم.

she organized a meetup for local artists.

او یک گردهمایی برای هنرمندان محلی سازماندهی کرد.

join us at the tech meetup next friday.

پنجشنبه هفته آینده به گردهمایی فناوری به ما بپیوندید.

the meetup will start at 7 pm.

گردهمایی ساعت 7 بعد از ظهر شروع خواهد شد.

are you attending the book club meetup?

آیا شما در گردهمایی باشگاه کتاب شرکت خواهید کرد؟

let's schedule a meetup to discuss our project.

بیایید یک گردهمایی برای بحث در مورد پروژه خود برنامه ریزی کنیم.

i've met some great people at the last meetup.

من در آخرین گردهمایی با افراد فوق العاده ای آشنا شدم.

the meetup attracted a large crowd.

گردهمایی افراد زیادی را به خود جذب کرد.

he suggested a virtual meetup instead of an in-person one.

او به جای یک گردهمایی حضوری، یک گردهمایی مجازی پیشنهاد کرد.

don't forget to rsvp for the meetup!

فراموش نکنید برای گردهمایی ثبت نام کنید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید