menaced

[ایالات متحده]/ˈmɛnəsd/
[بریتانیا]/ˈmɛnəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری از تهدید
n. شخص یا چیزی که آسیب یا تهدیدی ایجاد می‌کند؛ عمل تهدید؛ جو ترسناک

عبارات و ترکیب‌ها

menaced by danger

تهدید شده توسط خطر

menaced by fear

تهدید شده توسط ترس

menaced by violence

تهدید شده توسط خشونت

menaced by predators

تهدید شده توسط شکارچیان

menaced by illness

تهدید شده توسط بیماری

menaced by change

تهدید شده توسط تغییر

menaced by uncertainty

تهدید شده توسط عدم قطعیت

menaced by loss

تهدید شده توسط از دست دادن

menaced by time

تهدید شده توسط زمان

menaced by chaos

تهدید شده توسط هرج و مرج

جملات نمونه

the wildlife in the area is menaced by habitat loss.

زندگی‌وحش در این منطقه به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر است.

many species are menaced by climate change.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض خطر هستند.

he felt menaced by the aggressive dog.

او به دلیل سگ تهاجمی احساس خطر می‌کرد.

the villagers were menaced by frequent attacks.

روستاییان به دلیل حملات مکرر در معرض خطر بودند.

her reputation was menaced by the scandal.

شهرت او به دلیل رسوایی در معرض خطر بود.

they menaced the intruder with a baseball bat.

آنها با چوب بیس بال مزاحم را تهدید کردند.

his job was menaced by the company's financial troubles.

مشکلات مالی شرکت شغل او را در معرض خطر قرار داد.

the ecosystem is menaced by pollution.

زیستگاه به دلیل آلودگی در معرض خطر است.

she felt menaced by the strange man in the alley.

او به دلیل مرد عجیب در کوچه احساس خطر می‌کرد.

global security is menaced by terrorism.

امنیت جهانی به دلیل تروریسم در معرض خطر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید