menstruate

[ایالات متحده]/'menstrʊeɪt/
[بریتانیا]/ˈmɛnstruˌet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دوره‌های ماهانه داشتن؛ جریان قاعدگی را تجربه کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmenstruates
صفت یا فعل حال استمراریmenstruating
زمان گذشتهmenstruated
قسمت سوم فعلmenstruated

جملات نمونه

She began to menstruate regularly at 13 at intervals of 28~32 days with slight dysmenorrheal.

او در سن 13 سالگی به طور منظم شروع به قاعدگی کرد، در فواصل 28 تا 32 روزه با درد خفیف قاعدگی.

Be with a boy easy to menstruate for on 22th last month , several to sleep together this month?

همراه بودن با پسری که به راحتی دچار قاعدگی می شود برای 22 ماه گذشته، چندین بار این ماه؟

Many women menstruate every month.

بسیاری از زنان هر ماه دچار قاعدگی می شوند.

It is common for women to menstruate during their menstrual cycle.

برای زنان در دوران باروری، قاعدگی یک اتفاق رایج است.

Some women experience painful cramps when they menstruate.

برخی از زنان هنگام قاعدگی دچار گرفتگی دردناک می شوند.

Menstruating is a natural process for women of reproductive age.

قاعدگی یک فرآیند طبیعی برای زنان در سنین باروری است.

Many factors can affect how regularly a woman menstruates.

عوامل زیادی می توانند بر میزان منظم بودن قاعدگی یک زن تأثیر بگذارند.

It is important for women to track when they menstruate.

برای زنان مهم است که زمان قاعدگی خود را پیگیری کنند.

Menstruating can sometimes cause mood swings in women.

قاعدگی گاهی اوقات می تواند باعث تغییرات خلقی در زنان شود.

Women may experience changes in appetite when they menstruate.

زنان ممکن است هنگام قاعدگی تغییراتی در اشتها خود تجربه کنند.

Regular exercise can help alleviate symptoms when women menstruate.

ورزش منظم می تواند به تسکین علائم هنگام قاعدگی زنان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید