ovulate

[ایالات متحده]/'ɒvjʊleɪt/
[بریتانیا]/'ɑvjulet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تخم را از تخمدان آزاد کردن
Word Forms
زمان گذشتهovulated
صفت یا فعل حال استمراریovulating
جمعovulates
شکل سوم شخص مفردovulates
قسمت سوم فعلovulated

جملات نمونه

women who ovulate but cannot conceive.

زنان باروری دارند اما نمی‌توانند باردار شوند.

The fringelike fimbriae transport ovulated eggs from the ovarian surface to the infundibulum .

ریزدمج‌ها، تخمک‌های آزادشده را از سطح تخمدان به ناحیه قیفی‌مانند منتقل می‌کنند.

The sows of natural oestrus ovulated more swiftly than the superovulation, and the embryo quality of nature was better.

نوزادان ماده در مرحله طبیعی تخمک‌گذاری سریع‌تر از تخمک‌گذاری القایی تخمک آزاد کردند و کیفیت جنین طبیعی بهتر بود.

Women typically ovulate once a month.

معمولاً زنان هر ماه یک بار تخمک گذاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید