mentored students
راهنمایی دانشجویان
mentored professionals
راهنمایی متخصصین
mentored teams
راهنمایی تیمها
mentored interns
راهنمایی کارآموزان
mentored leaders
راهنمایی رهبران
mentored peers
راهنمایی همکاران
mentored newcomers
راهنمایی افراد جدید
mentored youth
راهنمایی جوانان
mentored colleagues
راهنمایی همکاران
mentored candidates
راهنمایی داوطلبان
she mentored several young artists in her community.
او چندین هنرمند جوان را در جامعه خود راهنمایی کرد.
he was mentored by a renowned scientist during his studies.
او در طول تحصیلات خود توسط یک دانشمند مشهور راهنمایی شد.
the program pairs experienced professionals with those they mentor.
این برنامه متخصصان باتجربه را با کسانی که آنها راهنمایی میکنند، جفت میکند.
she has mentored many students to help them succeed.
او بسیاری از دانش آموزان را برای کمک به موفقیت آنها راهنمایی کرده است.
he has been mentored in leadership skills by top executives.
او در زمینه مهارتهای رهبری توسط مدیران ارشد راهنمایی شده است.
they mentored the new employees to ensure a smooth transition.
آنها کارمندان جدید را راهنمایی کردند تا انتقال آنها به خوبی انجام شود.
she feels proud to have mentored such talented individuals.
او احساس میکند که راهنمایی چنین افراد بااستعدادی باعث افتخار او شده است.
mentoring has played a crucial role in her career development.
راهنمایی نقش مهمی در پیشرفت شغلی او داشته است.
he actively seeks opportunities to mentor others.
او به طور فعال به دنبال فرصتهایی برای راهنمایی دیگران است.
the organization focuses on mentoring youth in their programs.
این سازمان بر راهنمایی جوانان در برنامههای خود تمرکز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید