meristem

[ایالات متحده]/ˈmɛrɪstɛm/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪstɛm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت در گیاهان که قادر به تقسیم سلولی و رشد است؛ بافت در حال رشد در گیاهان
شکل‌های واژه
جمعmeristems

عبارات و ترکیب‌ها

apical meristem

مریستم نوک

lateral meristem

مریز्म جانبی

meristem tissue

بافت مریستمی

meristem cell

سلول مریستمی

vascular meristem

مریز्म عروقی

meristematic region

منطقه مریستمی

root meristem

مریز्म ریشه

shoot meristem

مریز्म سرشاخه

meristem growth

رشد مریستم

meristem development

توسعه مریستم

جملات نمونه

the meristem is responsible for plant growth.

مِریستم مسئول رشد گیاه است.

meristematic cells can differentiate into various types of tissues.

سلول‌های مریستمی می‌توانند به انواع مختلف بافت تبدیل شوند.

scientists study meristem to understand plant development.

دانشمندان مریستم را برای درک رشد گیاهان مطالعه می‌کنند.

apical meristem is found at the tips of roots and shoots.

مِریستم انتهایی در نوک ریشه‌ها و شاخه‌ها یافت می‌شود.

meristem plays a crucial role in regenerative medicine.

مِریستم نقش مهمی در پزشکی بازسازی ایفا می‌کند.

the activity of the meristem can be influenced by environmental factors.

فعالیت مِریستم می‌تواند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرد.

meristematic tissue is essential for the formation of new leaves.

بافت مریستمی برای تشکیل برگ‌های جدید ضروری است.

researchers are exploring the genetic regulation of meristem activity.

محققان در حال بررسی تنظیم ژنتیکی فعالیت مریستم هستند.

in some plants, lateral meristem contributes to secondary growth.

در برخی گیاهان، مِریستم جانبی به رشد ثانویه کمک می‌کند.

understanding meristem function is key to improving crop yields.

درک عملکرد مریستم برای بهبود عملکرد محصول بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید