meshwork

[ایالات متحده]/ˈmɛʃwɜːk/
[بریتانیا]/ˈmɛʃwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شبکه یا ساختار متصل؛ یک سیستم از عناصر متصل

عبارات و ترکیب‌ها

meshwork structure

ساختار شبکه‌ای

meshwork design

طراحی شبکه‌ای

meshwork network

شبکه شبکه‌ای

meshwork pattern

الگوی شبکه‌ای

meshwork system

سیستم شبکه‌ای

meshwork fabric

پارچه شبکه‌ای

meshwork framework

چارچوب شبکه‌ای

meshwork layer

لایه شبکه‌ای

meshwork connection

اتصال شبکه‌ای

meshwork interface

واسط شبکه‌ای

جملات نمونه

the artist created a beautiful meshwork of colors in her painting.

هنرمند یک شبکه رنگارنگ زیبا در نقاشی خود ایجاد کرد.

the meshwork of relationships in the community is quite strong.

شبکه ارتباطات در جامعه بسیار قوی است.

scientists studied the meshwork of neurons in the brain.

دانشمندان شبکه نورون ها را در مغز مطالعه کردند.

the meshwork of fibers provides strength to the fabric.

شبکه الیاف استحکام را به پارچه می بخشد.

she admired the intricate meshwork of vines in the garden.

او شبکه پیچیده تاک ها را در باغ تحسین کرد.

the meshwork of laws governs our society.

شبکه قوانین جامعه ما را اداره می کند.

the meshwork of ideas led to a groundbreaking innovation.

شبکه ایده ها منجر به یک نوآوری پیشگام شد.

they designed a meshwork of pathways for the park.

آنها یک شبکه مسیر برای پارک طراحی کردند.

the meshwork of support helped her through tough times.

شبکه حمایت به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.

understanding the meshwork of ecosystems is crucial for conservation.

درک شبکه اکوسیستم ها برای حفظ محیط زیست بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید