messinesses

[ایالات متحده]/ˈmɛsɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛsɪnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت نامرتب یا بی نظم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

accept messinesses

پذیرش شلوغی‌ها

embrace messinesses

در آغوش گرفتن شلوغی‌ها

manage messinesses

مدیریت شلوغی‌ها

overcome messinesses

غلبه بر شلوغی‌ها

navigate messinesses

عبور از شلوغی‌ها

reduce messinesses

کاهش شلوغی‌ها

address messinesses

رسیدگی به شلوغی‌ها

tolerate messinesses

تحمل شلوغی‌ها

recognize messinesses

تشخیص شلوغی‌ها

analyze messinesses

تجزیه و تحلیل شلوغی‌ها

جملات نمونه

the messinesses of life can be overwhelming at times.

گاهی اوقات، آشفتگی‌های زندگی می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

we need to address the messinesses in our organization.

ما باید به آشفتگی‌ها در سازمان خود رسیدگی کنیم.

her art captures the beauty in messinesses.

هنر او زیبایی را در آشفتگی‌ها به تصویر می‌کشد.

children often embrace the messinesses of playtime.

کودکان اغلب آشفتگی‌های زمان بازی را در آغوش می‌گیرند.

the messinesses of cooking can lead to delicious results.

آشفتگی‌های آشپزی می‌تواند منجر به نتایج خوشمزه شود.

we learn valuable lessons from the messinesses of our mistakes.

ما درس‌های ارزشمندی از آشفتگی‌های اشتباهات خود می‌آموزیم.

embracing the messinesses of life can lead to growth.

پذیرش آشفتگی‌های زندگی می‌تواند منجر به رشد شود.

she often reflects on the messinesses of her past.

او اغلب به آشفتگی‌های گذشته خود فکر می‌کند.

the messinesses of relationships require open communication.

آشفتگی‌های روابط به برقراری ارتباط باز نیاز دارد.

finding clarity amidst the messinesses can be challenging.

یافتن وضوح در میان آشفتگی‌ها می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید