metastatic

[ایالات متحده]/ˌmetəˈstætɪk/
[بریتانیا]/ˌmɛtəˈstætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به متاستاز

عبارات و ترکیب‌ها

metastatic cancer

سرطان متاستاتیک

metastatic disease

بیماری متاستاتیک

metastatic spread

گسترش متاستاتیک

metastatic lesion

ضایعه متاستاتیک

metastatic tumor

تومور متاستاتیک

metastatic progression

پیشرفت متاستاتیک

metastatic burden

بار متاستاتیک

metastatic potential

پتانسیل متاستاتیک

metastatic process

فرآیند متاستاتیک

metastatic involvement

درگیری متاستاتیک

جملات نمونه

the patient was diagnosed with metastatic breast cancer that had spread to her bones and lungs.

بیمار به سرطان سینه متاستاتیک که به استخوان‌ها و ریه‌ها گسترش یافته بود، تشخیص داده شد.

metastatic spread occurs when cancer cells break away from the primary tumor.

گسترش متاستاتیک زمانی رخ می‌دهد که سلول‌های سرطانی از تومور اصلی جدا می‌شوند.

new targeted therapies have shown promise in treating metastatic melanoma.

درمان‌های هدفمند جدید امیدهای خوبی در درمان ملانوم متاستاتیک نشان داده‌اند.

the oncologist explained that metastatic disease requires aggressive treatment.

متخصص سرطان‌شناسی توضیح داد که بیماری متاستاتیک نیاز به درمان تهاجمی دارد.

imaging tests revealed multiple metastatic lesions in the liver.

آزمایشات تصویربرداری ضایعات متاستاتیک متعدد در کبد را نشان داد.

research indicates that some tumors have high metastatic potential.

تحقیقات نشان می‌دهد که برخی از تومورها پتانسیل متاستاتیک بالایی دارند.

metastatic colorectal cancer often spreads to the liver first.

سرطان روده بزرگ متاستاتیک اغلب ابتدا به کبد گسترش می‌یابد.

the biopsy confirmed metastatic cells in the lymph nodes.

بیوپسی سلول‌های متاستاتیک را در غدد لنفاوی تایید کرد.

she is fighting metastatic lung cancer with chemotherapy and immunotherapy.

او با شیمی‌درمانی و ایمونوتراپی با سرطان ریه متاستاتیک مبارزه می‌کند.

metastatic progression can be monitored through regular blood tests.

پیشرفت متاستاتیک را می‌توان از طریق آزمایشات خون منظم ردیابی کرد.

the surgical team removed the primary tumor to prevent further metastatic spread.

تیم جراحی تومور اولیه را برای جلوگیری از گسترش بیشتر متاستاتیک برداشت.

patients with heavy metastatic burden often experience more severe symptoms.

بیمارانی که بار متاستاتیک سنگینی دارند اغلب علائم شدیدتری را تجربه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید