metatarsal fracture
شکستگی متا تارسال
metatarsal pain
درد متا تارسال
metatarsal surgery
جراحی متا تارسال
metatarsal support
حمایت متا تارسال
metatarsal stress
استرس متا تارسال
metatarsal injury
آسیب متا تارسال
metatarsal arch
طاقچه متا تارسال
metatarsal alignment
تراز متا تارسال
metatarsal bones
استخوانهای متا تارسال
metatarsal cushion
بالش متا تارسال
the doctor examined the metatarsal for any fractures.
پزشک استخوان متاتارس را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
she felt pain in her metatarsal after running.
او بعد از دویدن در ناحیه استخوان متاتارس احساس درد کرد.
metatarsal injuries are common among athletes.
آسیبهای استخوان متاتارس در بین ورزشکاران شایع است.
the metatarsal area requires proper support in footwear.
ناحیه استخوان متاتارس برای حمایت مناسب در کفش نیاز دارد.
he had surgery to correct a metatarsal deformity.
او عمل جراحی برای اصلاح بدشکلی استخوان متاتارس انجام داد.
she used ice to reduce swelling in her metatarsal.
او از یخ برای کاهش تورم در ناحیه استخوان متاتارس استفاده کرد.
metatarsal pads can help relieve foot pain.
بالشتکهای استخوان متاتارس میتوانند به تسکین درد پا کمک کنند.
he learned about the anatomy of the metatarsal bones.
او در مورد آناتومی استخوانهای متاتارس اطلاعاتی کسب کرد.
proper stretching can prevent metatarsal injuries.
کشش مناسب میتواند از آسیبهای استخوان متاتارس جلوگیری کند.
she wore special shoes to protect her metatarsal.
او کفشهای مخصوصی برای محافظت از استخوان متاتارس پوشید.
metatarsal fracture
شکستگی متا تارسال
metatarsal pain
درد متا تارسال
metatarsal surgery
جراحی متا تارسال
metatarsal support
حمایت متا تارسال
metatarsal stress
استرس متا تارسال
metatarsal injury
آسیب متا تارسال
metatarsal arch
طاقچه متا تارسال
metatarsal alignment
تراز متا تارسال
metatarsal bones
استخوانهای متا تارسال
metatarsal cushion
بالش متا تارسال
the doctor examined the metatarsal for any fractures.
پزشک استخوان متاتارس را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
she felt pain in her metatarsal after running.
او بعد از دویدن در ناحیه استخوان متاتارس احساس درد کرد.
metatarsal injuries are common among athletes.
آسیبهای استخوان متاتارس در بین ورزشکاران شایع است.
the metatarsal area requires proper support in footwear.
ناحیه استخوان متاتارس برای حمایت مناسب در کفش نیاز دارد.
he had surgery to correct a metatarsal deformity.
او عمل جراحی برای اصلاح بدشکلی استخوان متاتارس انجام داد.
she used ice to reduce swelling in her metatarsal.
او از یخ برای کاهش تورم در ناحیه استخوان متاتارس استفاده کرد.
metatarsal pads can help relieve foot pain.
بالشتکهای استخوان متاتارس میتوانند به تسکین درد پا کمک کنند.
he learned about the anatomy of the metatarsal bones.
او در مورد آناتومی استخوانهای متاتارس اطلاعاتی کسب کرد.
proper stretching can prevent metatarsal injuries.
کشش مناسب میتواند از آسیبهای استخوان متاتارس جلوگیری کند.
she wore special shoes to protect her metatarsal.
او کفشهای مخصوصی برای محافظت از استخوان متاتارس پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید