the averages for the test scores were surprisingly high this year.
متوسط نمرات آزمون امسال به طرز شگفت انگیزی بالا بود.
she calculates the monthly averages for her expenses.
او به طور ماهانه میانگین هزینه های خود را محاسبه می کند.
the weather averages indicate a warmer season ahead.
متوسط هوا نشان دهنده یک فصل گرمتر در پیش است.
our team averages 15 points per game this season.
تیم ما در این فصل به طور متوسط 15 امتیاز در هر بازی کسب می کند.
the averages show a significant improvement in performance.
متوسط ها نشان دهنده بهبود قابل توجهی در عملکرد است.
he often compares the averages of different datasets.
او اغلب میانگین مجموعه داده های مختلف را مقایسه می کند.
the averages suggest that we need to adjust our strategy.
متوسط ها نشان می دهد که ما باید استراتژی خود را تنظیم کنیم.
they reported the averages in their annual financial review.
آنها متوسط ها را در بررسی مالی سالانه خود گزارش کردند.
the teacher explained how to find the averages of a set of numbers.
معلم توضیح داد که چگونه میانگین مجموعه ای از اعداد را پیدا کنیم.
in sports, player averages can determine their value to the team.
در ورزش، میانگین بازیکنان می تواند ارزش آنها را برای تیم تعیین کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید