midstreams

[ایالات متحده]/mɪdstriːmz/
[بریتانیا]/mɪdstriːmz/

ترجمه

n. قسمت میانی یک جویبار یا رودخانه

عبارات و ترکیب‌ها

midstreams flow

جریان‌های میانه

midstreams current

جریان فعلی میانه

midstreams changes

تغییرات میانه

midstreams issues

مشکلات میانه

midstreams analysis

تجزیه و تحلیل میانه

midstreams challenges

چالش‌های میانه

midstreams dynamics

پویایی میانه

midstreams adjustments

تنظیمات میانه

midstreams observations

مشاهدات میانه

midstreams decisions

تصمیمات میانه

جملات نمونه

we decided to change our plans midstreams.

ما تصمیم گرفتیم برنامه‌های خود را در میانه راه تغییر دهیم.

midstreams, he realized he had forgotten his keys.

در میانه راه، متوجه شد که کلیدهایش را فراموش کرده است.

she paused midstreams to gather her thoughts.

او برای جمع کردن افکارش در میانه راه مکث کرد.

they often make adjustments midstreams during the project.

آنها اغلب در طول پروژه، در میانه راه، تنظیماتی انجام می دهند.

midstreams of the discussion, a new idea emerged.

در میانه بحث، یک ایده جدید مطرح شد.

it's important to remain flexible midstreams.

در میانه راه انعطاف پذیر بودن مهم است.

he stopped midstreams to take a phone call.

او برای پاسخ دادن به تماس تلفنی در میانه راه متوقف شد.

they often face challenges midstreams of their work.

آنها اغلب در میانه کار خود با چالش ها روبرو می شوند.

midstreams, she discovered a better solution.

در میانه راه، او یک راه حل بهتر کشف کرد.

he changed his approach midstreams when he saw the results.

وقتی نتیجه را دید، روش خود را در میانه راه تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید