militarizes

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪtəraɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪtəraɪzɪz/

ترجمه

v. نظامی کردن در شخصیت یا استفاده

عبارات و ترکیب‌ها

militarizes society

نظامی کردن جامعه

militarizes police

نظامی کردن پلیس

militarizes conflict

نظامی کردن درگیری

militarizes response

نظامی کردن پاسخ

militarizes borders

نظامی کردن مرزها

militarizes actions

نظامی کردن اقدامات

militarizes strategy

نظامی کردن استراتژی

militarizes resources

نظامی کردن منابع

militarizes territories

نظامی کردن سرزمین‌ها

militarizes operations

نظامی کردن عملیات

جملات نمونه

the government militarizes the police in times of unrest.

دولت در زمان ناآرامی‌ها پلیس را نظامی‌سازی می‌کند.

some countries militarize their borders to prevent illegal immigration.

برخی از کشورها برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی، مرزهای خود را نظامی‌سازی می‌کنند.

militarizes can lead to increased tensions between nations.

نظامی‌سازی می‌تواند منجر به افزایش تنش بین ملت‌ها شود.

the region has been militarized due to ongoing conflicts.

به دلیل درگیری‌های مداوم، این منطقه نظامی‌سازی شده است.

militarizes often involve the expansion of military presence.

نظامی‌سازی اغلب شامل گسترش حضور نظامی می‌شود.

some argue that militarizes can undermine civil liberties.

برخی استدلال می‌کنند که نظامی‌سازی می‌تواند آزادی‌های مدنی را تضعیف کند.

the school environment has been militarized to enhance security.

محیط مدرسه برای افزایش امنیت نظامی‌سازی شده است.

militarizes in society can change public perception of safety.

نظامی‌سازی در جامعه می‌تواند درک عمومی از ایمنی را تغییر دهد.

they believe that militarizes are necessary for national defense.

آنها معتقدند که نظامی‌سازی برای دفاع ملی ضروری است.

the debate over how much to militarize continues.

بحث در مورد میزان نظامی‌سازی ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید