demilitarizes

[ایالات متحده]/ˌdiːˈmɪlɪtəraɪz/
[بریتانیا]/ˌdiːˈmɪlɪtəraɪz/

ترجمه

v. برای حذف نیروهای نظامی یا سلاح‌ها از یک منطقه

عبارات و ترکیب‌ها

demilitarizes regions

غیرنظامی‌سازی مناطق

demilitarizes zones

غیرنظامی‌سازی مناطق

demilitarizes nations

غیرنظامی‌سازی کشورها

demilitarizes territories

غیرنظامی‌سازی سرزمین‌ها

demilitarizes forces

غیرنظامی‌سازی نیروها

demilitarizes agreements

غیرنظامی‌سازی توافقات

demilitarizes conflicts

غیرنظامی‌سازی منازعات

demilitarizes areas

غیرنظامی‌سازی مناطق

demilitarizes operations

غیرنظامی‌سازی عملیات‌ها

demilitarizes policies

غیرنظامی‌سازی سیاست‌ها

جملات نمونه

the treaty demilitarizes the region to promote peace.

معاهده منطقه را برای ترویج صلح غیرنظامی می‌کند.

after years of conflict, the country finally demilitarizes its borders.

پس از سال‌ها جنگ، کشور به طور نهایی مرزهای خود را غیرنظامی می‌کند.

the decision to demilitarize was met with mixed reactions.

تصمیم غیرنظامی کردن با واکنش‌های متفاوت روبرو شد.

international pressure led the government to demilitarize certain areas.

فشار بین‌المللی دولت را به غیرنظامی کردن مناطق خاص سوق داد.

the agreement aims to demilitarize the conflict zone.

توافقنامه هدف از بین بردن غیرنظامی کردن منطقه درگیری است.

the plan to demilitarize was approved by the assembly.

طرح غیرنظامی کردن توسط مجمع عمومی تایید شد.

efforts to demilitarize have been ongoing for several years.

تلاش‌ها برای غیرنظامی کردن برای چندین سال است که ادامه دارد.

the proposal to demilitarize faces significant opposition.

پیشنهاد غیرنظامی کردن با مخالفت جدی روبرو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید