milli

[ایالات متحده]/[ˈmɪli]/
[بریتانیا]/[ˈmɪli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک هزارم.
adv. به میزان یک هزارم.
n. پیشوند به معنای یک هزارم.

عبارات و ترکیب‌ها

millimeter thick

میلی‌متری ضخامت

millisecond delay

تاخیر میلی‌ثانیه‌ای

milliliters left

میلی‌لیتر باقی‌مانده

millions of people

میلیون‌ها نفر

millions spent

میلیون‌ها هزینه شده

millions raised

میلیون‌ها جمع‌آوری شده

millions viewed

میلیون‌ها مشاهده شده

millions donated

میلیون‌ها اهدا شده

جملات نمونه

the millisecond delay was barely noticeable.

تاخیر میلی ثانیه ای تقریباً قابل توجه نبود.

the milliliter measurement was precise for the experiment.

اندازه گیری میلی لیتر برای آزمایش دقیق بود.

the milligram dose was carefully calculated by the doctor.

دوز میلی گرم توسط پزشک به دقت محاسبه شد.

the millibar reading indicated a change in atmospheric pressure.

خواندن میلی بار نشان دهنده تغییر در فشار اتمسفر بود.

the millivolt output was consistent across all trials.

خروجی میلی ولت در تمام آزمایش ها سازگار بود.

the millipixel resolution was sufficient for the display.

وضوح تصویر میلی پیکسل برای نمایش کافی بود.

the milliliter of saline solution was administered intravenously.

میلی لیتر محلول نمکی به صورت داخل وریدی تجویز شد.

the milligram of caffeine provided a slight energy boost.

میلی گرم کافئین باعث افزایش انرژی جزئی شد.

the millisecond timer tracked the program's execution time.

تایمر میلی ثانیه ای زمان اجرای برنامه را ردیابی کرد.

the millibar difference suggested an approaching storm.

تفاوت میلی بار نشان دهنده نزدیک شدن طوفه بود.

the milliliter of antibody was added to the culture.

میلی لیتر آنتی بادی به کشت اضافه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید