minesweeping operation
عملیات مینروبی
minesweeping team
گروه مینروبی
minesweeping mission
ماموریت مینروبی
minesweeping equipment
تجهیزات مینروبی
minesweeping tactics
تاکتیکهای مینروبی
minesweeping process
فرآیند مینروبی
minesweeping training
آموزش مینروبی
minesweeping exercise
تمرین مینروبی
minesweeping strategy
استراتژی مینروبی
minesweeping unit
واحد مینروبی
the soldiers are trained in minesweeping techniques.
سربازان در تکنیکهای رمهای مین آموزش دیدهاند.
minesweeping operations are crucial for safe navigation.
عملیات رمهای مین برای ناوبری ایمن بسیار مهم است.
they conducted a minesweeping mission before the invasion.
آنها قبل از حمله یک مأموریت رمهای مین انجام دادند.
minesweeping can save lives in post-conflict areas.
رمهای مین میتواند جان افراد را در مناطق پس از جنگ نجات دهد.
the team specializes in underwater minesweeping.
تیم در رمهای مین زیرآبی تخصص دارد.
proper minesweeping equipment is essential for safety.
تجهیزات مناسب رمهای مین برای ایمنی ضروری است.
they used drones for efficient minesweeping.
آنها از پهپادها برای رمهای مین کارآمد استفاده کردند.
minesweeping is often a dangerous job.
رمهای مین اغلب یک شغل خطرناک است.
international teams collaborate on minesweeping efforts.
تیمهای بینالمللی در تلاشهای رمهای مین با یکدیگر همکاری میکنند.
he volunteered for a minesweeping project in his country.
او برای یک پروژه رمهای مین در کشورش داوطلب شد.
minesweeping operation
عملیات مینروبی
minesweeping team
گروه مینروبی
minesweeping mission
ماموریت مینروبی
minesweeping equipment
تجهیزات مینروبی
minesweeping tactics
تاکتیکهای مینروبی
minesweeping process
فرآیند مینروبی
minesweeping training
آموزش مینروبی
minesweeping exercise
تمرین مینروبی
minesweeping strategy
استراتژی مینروبی
minesweeping unit
واحد مینروبی
the soldiers are trained in minesweeping techniques.
سربازان در تکنیکهای رمهای مین آموزش دیدهاند.
minesweeping operations are crucial for safe navigation.
عملیات رمهای مین برای ناوبری ایمن بسیار مهم است.
they conducted a minesweeping mission before the invasion.
آنها قبل از حمله یک مأموریت رمهای مین انجام دادند.
minesweeping can save lives in post-conflict areas.
رمهای مین میتواند جان افراد را در مناطق پس از جنگ نجات دهد.
the team specializes in underwater minesweeping.
تیم در رمهای مین زیرآبی تخصص دارد.
proper minesweeping equipment is essential for safety.
تجهیزات مناسب رمهای مین برای ایمنی ضروری است.
they used drones for efficient minesweeping.
آنها از پهپادها برای رمهای مین کارآمد استفاده کردند.
minesweeping is often a dangerous job.
رمهای مین اغلب یک شغل خطرناک است.
international teams collaborate on minesweeping efforts.
تیمهای بینالمللی در تلاشهای رمهای مین با یکدیگر همکاری میکنند.
he volunteered for a minesweeping project in his country.
او برای یک پروژه رمهای مین در کشورش داوطلب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید