minesweeping

[ایالات متحده]/ˈmaɪnˌswiːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmaɪnˌswiːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام برای پاکسازی مین‌ها؛ فرآیند شناسایی و حذف مین‌های انفجاری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

minesweeping operation

عملیات مین‌روبی

minesweeping team

گروه مین‌روبی

minesweeping mission

ماموریت مین‌روبی

minesweeping equipment

تجهیزات مین‌روبی

minesweeping tactics

تاکتیک‌های مین‌روبی

minesweeping process

فرآیند مین‌روبی

minesweeping training

آموزش مین‌روبی

minesweeping exercise

تمرین مین‌روبی

minesweeping strategy

استراتژی مین‌روبی

minesweeping unit

واحد مین‌روبی

جملات نمونه

the soldiers are trained in minesweeping techniques.

سربازان در تکنیک‌های رمهای مین آموزش دیده‌اند.

minesweeping operations are crucial for safe navigation.

عملیات رمهای مین برای ناوبری ایمن بسیار مهم است.

they conducted a minesweeping mission before the invasion.

آنها قبل از حمله یک مأموریت رمهای مین انجام دادند.

minesweeping can save lives in post-conflict areas.

رمهای مین می‌تواند جان افراد را در مناطق پس از جنگ نجات دهد.

the team specializes in underwater minesweeping.

تیم در رمهای مین زیرآبی تخصص دارد.

proper minesweeping equipment is essential for safety.

تجهیزات مناسب رمهای مین برای ایمنی ضروری است.

they used drones for efficient minesweeping.

آنها از پهپادها برای رمهای مین کارآمد استفاده کردند.

minesweeping is often a dangerous job.

رمهای مین اغلب یک شغل خطرناک است.

international teams collaborate on minesweeping efforts.

تیم‌های بین‌المللی در تلاش‌های رمهای مین با یکدیگر همکاری می‌کنند.

he volunteered for a minesweeping project in his country.

او برای یک پروژه رمهای مین در کشورش داوطلب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید